یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ ۰۷:۴۳
جامعه شناسی مردم کوفه/ هزار رنگ زیر پوست نفاق

به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، کوفه را شهری تصور کن که با اهداف سیاسی و نظامی در سال ۱۷ هجری شمسی به دستور خلیفه دوم و توسط سعد بن ابی وقاص پایه گذاری شد. شهری متشکل از گروه ها و طوایف مختلف اعم از نظامیان حرفه ای، سیاست مداران کار کشته، کارگزاران، […]

به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، کوفه را شهری تصور کن که با اهداف سیاسی و نظامی در سال ۱۷ هجری شمسی به دستور خلیفه دوم و توسط سعد بن ابی وقاص پایه گذاری شد. شهری متشکل از گروه ها و طوایف مختلف اعم از نظامیان حرفه ای، سیاست مداران کار کشته، کارگزاران، افسران، سربازان حکومتی و بادیه نشینانی که با هدف ارتزاق از حکومت در آن جمع شده بودند و همین طلیعه ایجاد باعث شد تا علاوه بر اهمیت استراتژیک شرایط ویژه ای از جنبه های مختلف فکری، اعتقادی، گرایشهای سیاسی و عوامل انگیزشی پیدا کند و از لحاظ ترکیب اجتماعی به یک سرزمین ۷۲ ملتِ مشوش تبدیل شود.

کوفه شهری است که فاصله بیعت کردن تا بیعت شکستن به اندازه یک نماز مغرب و عشاء طول می کشد. یک سوی این جامعه مشوش هانی بن عروه، حبیب بن مظاهر اسدی و مسلم بن عوسجه هستند که تا پای جان بر عهد خود می مانند و در طرف دیگر این بلده نو پا سلیمان بن صرد خزاعی و یارانش هستند که به اندک مسئله ای فریب میخورند و میدان را خالی می کنند؛ در زاویه دیگر آن شبث بن ربعی است که هر روز رنگی می گیرد و چون آفتاب پرست به هر جا و هر کس بچسبد همرنگ آن می شود؛ روزی حسین(ع)  را به کوفه دعوت می کند و وعده جند و لشکر می دهد و روزگاری نه چندان بعد به شکرانه قتل حسین(ع)  مسجد می سازد و با پای پیاده به حج می رود.

در مرکز این شهر هم مردمانی هستند که هر کس سوارشان شود راه آن را میروند؛ روزی پای خطبه علی(ع)  می نشینند و در مسجد کوفه شاگردی علی(ع)  را می کنند و روزگاری شمشیر به گردن علی(ع)  می گذارند تا بالاجبار حکمیت را بپذیرد؛ زمانی دم از دوستی آل علی(ع)  می زنند و در واپسین زمانی پای دار میثم تمار هلهله می کنند؛ یک بار دوازده هزار نامه برای حسین(ع)  می نویسند و او را به کوفه می خوانند تا امام شان باشد و زمانی به ثمن بخس با ابن زیاد همراه می شوند برای قتل حسینی که قرار بود امام شان شود؛  روزگاری به آل زبیر دست دوستی می دهند و بعد پا در رکاب مختار می شوند.

سخن گفتن از این بازار هزار رنگ کمی دشوار است.

اعتقادات کوفی

اعتقاد در واقع نشان گر سیر اجتماعی یک جامعه است و یا به زبان ساده تر اعتقاد است که مشخص میکند که جامعه به چه سمت و سویی حرکت کند و چه سبکی را در زندگی انتخاب نماید.

اگر این که فرموده اند مردم بر دین حاکمان خود هستند را یک اصل مسلم بگیریم، کوفه به خاطر شرایط خاصی که در طول تاریخ از تاسیس تا واقعه عاشورا و پس از آن داشته است بارها دست به دست شده و هر روز کسی را بر سریر زعامت خود دیده که اعتقادی دارد و همین باعث شده است که مردمان آن دیار هیچگاه به ثبات فکری و اعتقادی نرسند؛ تا زمانی که امیر المؤمنین(ع) در کوفه بود خطبه های دلنشینش صیقل روح و فکر کوفیان بود؛ گاه از توحید برایشان میگفت و روزی از نبوت و زمانی از مبدأ و معاد؛ زنان کوفه پای درس تفسیر زینب(س) دختر علی(ع)  بزرگ می شدند  و هر روز توشه ای از معارف قرآن برمی گرفتند تا آنجا که مردانشان سست شدند زنان پایشان را به رکاب محکم کنند؛  اما علی(ع)  را که در محراب کوفه به خون نشاندند دیگر کسی به فکر اعتقادات این مردم نبود. آنها که توانستند مایه کلام و تربیت علی(ع)  را حفظ کنند شدند میثم تمار و آنان که نتوانستند رنگ و لعاب دنیای امویان گرفتشان و شدند قتله کربلا.

علاوه بر مسلمانان که خود متشکل از گروه های مختلفی چون شیعیان دو آتشه، حامیان حکومت بنی امیه، خوارج، عثمانی مذهب ها و…  بودند، بخش کوچکی از کوفه را غیر مسلمان هایی مثل مسیحیان عرب از بنى‏ تغلب و مسیحیان نجران و مسیحیان نبطى، یهودیان رانده شده از جزیرة‏العرب در زمان عمر و مجوسیان ایرانى تشکیل مى ‏دادند که به عناوین مختلف در کوفه جمع شده بودند ولی هدف یک چیز بود و آن پر کردن کیسه ها از زر نابی که یا از دار الاماره می آمد و یا از غنائم جنگی و گاه شاید از تجارت های پر سود.

در یک کلام کوفه‌ی بعد از علی اعتقادش را سکه های زر مشخص می کرد.

بافت جمعیتی کوفه

کوفه بافته ای بود هزار رنگ از ۳۰ هزار جنگجو به همراه خانواده هایشان، سیاست مداران جویای نام و پر هیاهو، تجار پر آوازه  و مهاجرانی که به بهانه بهره مندی از هوای خوش و منابع آب و نیز غنائم جنگی به آنجا رفته بودند؛ این ترکیب جمعیتی به همین نسبت در زمانی که کوفه به فرمان علی (ع) به پایتخت حکومت اسلامی بدل شد رو به رشد نهاد تا آنجا که کوفه به یک شهر واقعی تبدیل شد؛ شهری که مردمانش هیچ پیوستگی و علقه ای به هم جز سیاست و تجارت نداشتند و تمام معادلات حول محور همین دو میگردید.

در تقسیمی دیگر کوفه به دو گروه عرب و عجم  تقسیم میشد. اعراب در واقع کسانی بودند که در زمان فتح ایران با هدف شرکت در جنگ به این شهر آمدند و عجم ها کسانی بودند که به بهانه های مختلف چون تجارت و یا یاری امیر المؤمنین در زمان حکومت علی(ع)  بر کوفه به این شهر مهاجرت کرده بودند . این تقسیم بندی در طول تاریخ کوفه منشاء اختلافات و گسستگی های زیادی بود و جریان های مختلفی را به وجود آورد که البته حاکمان کوفی در دامن زدن به این اختلافات از هیچ تلاشی فروگذار نمی کردند.

کوفه در بعد جمعیتی شهری بود از هم گسسته که طوایفش چون جزیره های جدا از هم، هر کدام به فکر منافع خودشان بودند.

بررسی بعد انگیزشی کوفه

این ترکیب جمعیتی و آن اعتقادات پوسیده باعث شد تا در کوفه انگیزه ای جز دنیا باقی نماند و امثال حبیب بن مظاهر و هانی بن عروه جزءِ معدودی باشند که در تقسیم بندی ها و بررسی های جامعه شناختی جایگاهی نداشته باشند.

در کوفه هر کس به سریر حکومت نزدیک تر می شد محبوب تر بود و هرکس رنگ شکست می گرفت برای قتلش همه همدست میشدند. انگیزه بالای دنیایی در کوفه باعث شده بود تا همگان چون گرگان در هنگام خواب یک چشم شان باز باشد و اگر  چشمان کسی روی هم میرفت او را میدریدند. تنها طایفه ای از مخلصان شیعی که به عشق امیر المؤمنین(ع)  به کوفه آمدند در حوادث روز گار نلغزیدند و رنگ دنیا آنها را نگرفت میثم تمارها ۴۰ سال دار خود را بر دوش گرفتند تا انگیزه هایی چون حب قدرت سیاسی و یا دوستی سکه های زر انگیزه هایشان را تغییر ندهد.

آنچه در کوفه مهم بود پرکردن شکم هایی بود که هر چه در آن می ریختی گرسنه تر می شد و ارضای شهوت هایی که هرچه به کام شان می شد بر افروخته تر می گشتند.

و در یک کلام در فضای حاکم بر کوفه آن روز انگیزه ای جز شکم و شهوت و مال اندوزی وجود نداشت.

اکنون جامعه کوفه را این گونه ببین

جامعه بی اعتقادی که جز سکه های زر نمی شناسد و برای منافع شخصی و قبیله ایش حاضر است حتی سر پسر پیغمبر خدا را به دربار شراب خواره ای چون یزید پیشکش نماید.

حواسمان باشد کوفه تکرار شدنی است.

آخرين اخبار