سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷ ۱۵:۵۴
چند پرده تلخ از یک تئاتر / حساب‌های پر، دست‌های خالی

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، ۳۰ میلیارد تومان پول کمی نیست؛ مخصوصا اگر همه زندگیت زیر خروارها خاک نابود شده باشد.  سیاهه حاضر پرده‌هایی ازیک تئاتر تلخ است که در ماه‌های اخیر در مقابل چشمان ۸۰ میلیون ایرانی و در کمال ناباوری به روی صحنه رفت. پرده اول: خبرهایی از جنس دروغ چند […]

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، ۳۰ میلیارد تومان پول کمی نیست؛ مخصوصا اگر همه زندگیت زیر خروارها خاک نابود شده باشد.

 سیاهه حاضر پرده‌هایی ازیک تئاتر تلخ است که در ماه‌های اخیر در مقابل چشمان ۸۰ میلیون ایرانی و در کمال ناباوری به روی صحنه رفت.

پرده اول: خبرهایی از جنس دروغ

چند ماهی است خبرهایی در مورد هزینه کردن درآمدهای مردمی کمیته امداد امام خمینی(ره) و نهادهای حمایتی داخلی برای جنگ و باز سازی در سوریه، عراق، یمن و محور مقاومت در رسانه‌های آنور آبی منتشر شده است و بعضی نیز در داخل در حال دامن زدن به این شایعات هستند. آن‌ها می‌گویند ایران پولی را باید خرج فقرا کند برای سوری‌ها و لبنانی‌ها مدرسه می‌سازد و خانه های تخریب شده در جنگ را بازسازی می‌کند. بازار شایعات آنقدر داغ می‌شود که پرویز فتاح رئیس کمیته امداد امام خمینی(ره) مجبور به واکنش شده و با بیان این‌که شعبه کمیته امداد لبنان که سالانه ۲۰ میلیون دلار در آمد دارد به کمک ما نیاز ندارد؛ او قسم می‌خورد که ریالی از کمک‌های مردمی به خارج از کشور فرستاده نمی‌شود.متاسفانه این سخنان پوشش خاصی داده نمی‌شود و در مقابل پروپاگاندای رسانه‌ای ضد انقلاب باز بر حرف خود پافشاری می‌کند و با نشان دادن خانه‌هایی نوساز در سوریه و لبنان، بدون ارائه هیچ‌گونه سندی آن‌ها را اهدائی کمیته امداد امام خمینی(ره) اعلام می‌کند.

پرده دوم: ۲۱آبان ۱۳۹۶ یک خبر تلخ

زلزله‌ای به بزرگی ۳/۷ ریشتر بعضی از شهرها و روستاهای کرمانشاه را لرزاند. مرکز لرزه‌نگاری کانون این زلزله را “ازگله” از توابع استان کرمانشاه اعلام می‌کند. متاسفانه بر اثر این حادثه طبیعی  صدها نفر کشته و چند هزار زخمی شده وحداقل  ۷۰ هزار نفر سر پناه خود را از دست می‌دهند. پس لرزه‌های متعدد فضای رعب و وحشت را در میان مردم افزایش داده است و نبود امکانات و سر پناه شرایط جان‌فرسایی را فراهم آورده است.

پرده سوم: شروع امداد رسانی

از همان ساعات اولیه زلزله و در زیر سایه سنگین کم کاری نهادها و ارگان‌ها دولتی، نیروهای مردمی به همراه سپاه و ارتش به کمک  زلزله زدگان می‌شتابند  و کار آوار برداری و نجات مصدومان شروع می‌شود؛ کارها سر و سامان پیدا می‌کند و در یک روال مشخص فرایند اسکان موقت در چادرها شروع می‌شود سپاه متعهد می‌شود ظرف ۴۵ روز ۸ تا ۱۱ هزار کانکس را به زلزله زدگان تحویل دهد؛ چیزی که یک رکورد جهانی به حساب می آید؛ حوزه‌های‌علمیه با اعزام تیم‌های جهادی طلاب به رسیدگی به امور زلزله زدگان می‌پردازند، جامعه پزشکان به صورت خود جوش به منطقه مراجعه کرده و کار مداوا را شروع می‌نمایند و حتی افرادی به صورت شخصی عازم منطقه شده و هرکس هرچه در توان دارد برای کمک به حادثه دیدگان در طبق اخلاص می‌گذارد.

پرده چهارم: یک جوّ جدید

فضای کشور از این حادثه متاثر است و احساسات مردم جریحه‌دار شده است، حالا زمان فلش بک به پرده اول است، دوباره جوی رسانه ای علیه نهاد با سابقه و خوش خدمت کمیته امداد امام خمینی(ره) به راه می افتد و بی اعتمادی به این نهاد انقلابی توسط بوق‌های رسانه‌ای وابسته و به خصوص شبکه‌های رسانه‌ای وابسته به پادشاهی انگلستان در جامعه پمپاژ می‌شود،حالا زمان بهره‌برداری از پرده اول است و باید یک جایگزین برای نهادهای حمایتی تحت نظر جمهوری اسلامی مشخص نمود. لازم است جو جدیدی راه بیفتد؛ جوی که بتواند بر روال ۴۰ ساله بعد از انقلاب غلبه کند و محوریت نهاد های خدماتی را در خدمت رسانی بشکندتا به این وسیله عدم اعتماد به نظام حاکم را به یک باور عمومی تبدیل کنند.

پرده پنجم: سلبریتی

جایگزین برای نهادهای حکومتی باید بتواند اعتماد عمومی را جلب کند و در جذب کمک‌های مردمی موفق باشد، وگرنه پروژه شکست خواهد خود. در این مقطع باید سلبریتی‌ها  یا همان چهره‌های سرشناس و پرهیاهوی عرصه‌های هنری و ورزشی و شخصیت‌های سیاسی معترض به نظام حاکم به میدان بیایند و از مردم بخواهند تا به جای کمک به نهاد‌های حمایتیِ نظام، کمک‌های خود را به حساب‌های آن‌ها واریز کنند. همین اتفاق می‌افتد و آن‌ها به میدان آمده و شماره حساب‌هایی با مالکیت حقیقی اعلام می‌کنند.حسابهایی که هیچ نظارتی بر آن‌ها نیست.

پرده ششم: اعتماد یه چهره ها

ورود سلبریتی‌ها باعث بر انگیخته شدن هیجانات اجتماعی می‌شود و بسیاری از کسانی که شاید تا پیش از این به فکر کمک به زلزله‌زدگان نیفتاده بودند این‌بار با دعوت چهره‌های محبوب سینما و ورزش ویا سیاست‌مداران جنجالی بدون آنکه سابقه ذهنی از امانتداری، حسن نیت و تقیدات شرعی و انسانی این افراد داشته باشند بیش از ۳۰ میلیارد تومان وجه نقد به حساب این افراد واریز می‌کنند و هر روز خبرهایی از این واریزها در رسانه‌ها منتشر می‌شود که مبالغ از ۵۰۰ میلیون تا ۵ میلیارد تومان برای افراد مختلف اعلام شده است.

پرده هفتم: پولها کجاست؟!

۳۰ میلیارد تومان پول کمی نیست مخصوصا اگر همه زندگیت زیر خروارها خاک نابود شده باشد. اکنون ۷ ماه از تاریخ زلزله کرمانشاه می‌گذرد و شرایط بحرانی تا حدودی گذشته است اسکان موقت ولی طاقت فرسایی به همت نهادهای انقلابی فراهم شده است ولی هنوز از این حامیان پلاستیکی مستضعفان خبری نیست.

یکی می‌گوید واریز ۳ میلیارد و ۴۰۰ میلیون به حساب او یک حاملگی ناخواسته است و او قصد دارد زایمانش را بگذارد بعد از ساخته شدن مناطق زلزله زده و بعد از آن برود و برای مردمی که حالا زیر آفتاب سوزان در حال پوست انداختن هستند فرهنگ‌سرا بسازد؛ دیگری می‌گوید از شنیدن خبر جانباختن بعضی از کودکان در چادرها در فصل زمستان متاثر شده است و به دستگاه‌های دولتی انتقاد می‌کند ولی حاضر نیست در مورد ۵ میلیاردی که مردم به حساب او واریز کرده اند، توضیحی بدهد و چهره دیگری در کمال نا باوری هنوز در حال رای زنی برای جمع کردن پول‌های بیشتر است.

و این غم انگیز ترین پرده از این نمایش تلخ است؛ پرده ای که در آن از اعتماد عمومی سوء استفاده شد و پولی که قرار بود زندگی را دوباره به ازگله و سر پل ذهاب برگرداند در حساب‌های چهره مشهور بی تعهد بلوکه شده است تا سود ماهیانه‌اش خرج آلاف و اولوف سلبریتی‌بازی آن‌ها شود؛ بالاخره خرج بادیگارد و دفتر هنری و کمپین‌های سیاسی و سفرهای خارجی باید از جایی در بیاید.

راستی سود بانکی ۳۰ میلیارد تومان در هر ماه چقدر است؟ این سود کجا رفته است؟ و دها سوال دیگر.

پرده آخر: به عشق حاج سعید

نهادهای دولتی حالا سرشان گرم کارهای مهم‌تری است و سلبریتی‌ها هم باید فکری برای پول‌های جمع شده در حساب‌هایشان بکنند؛ حالا سر پل ذهاب گرم است و دیگر نمی‌صرفد برای گرفتن عکس یادگاری به آنجا بروند؛ هم تدوین‌گر هست و هم گرافیست؛ خودشان یک چیزی سر هم می‌کنند و در اینستا می‌گذارند.

 اما فقط در این هیاهو کسانی در میدان باقی مانده‌اند که سال‌ها پشت مستضعفان جامعه بوده‌اند، امام جمعه جوانی که هنوز هم در کانکس زندگی می‌کند تا نکند خواب راحت در خانه امام جمعه او را از احوال مردم غافل کند و سرداری که روزگاری کار زار جنگ ، میدان جهادش بود حالا خدمت رسانی به مردم را وظیفه دانسته است و میگوید تا آخرین خانه در سر پل ذهاب ساخته نشود از اینجا نمی‌رود. این‌ها همان کسانی بودند که ۸ سال جان بر کف از ناموس این مملکت دفاع کردند و اکنون در حال خدمترسانی به مردم در مناطق آسیب دیده اند. این‌ مجاهدان راه خدا امتحان خود را پس داده اند و اگر سلبریتی‌ها را خضراءالدمن بدانیم این‌ها سروهایی هستند با ریشه‌های چند هزار ساله که دو روزه دنیا آن‌ها را فریب نخواهد داد.

اما سخن آخر

جریان کرمانشاه و پول‌های بر باد رفته توسط سلبریتی‌ها ماجرایی گذراست و دستگاه قضایی باید به عنوان مدعی‌العموم به آن ورود پیدا کند؛ اما مسئولین نهادهای خدمتگزار اگر واقعا خدمتی انجام می‌دهند بهتر است با قدرت رسانه ای و صادقانه این خدمات را برای مردم بازگو نمایند تا مردم بدانند که اگر ریالی حمایت می کنند در جای خود مصرف می شود و هرگز دست خائنی به آن نخواهد رسید./۸۴۱/ی۷۰۱/س

حجت الاسلام عبدالصالح شمس اللهی، نویسنده و پژوهشگر

آخرين اخبار