یکشنبه ۰۷ مرداد ۱۳۹۷ ۱۲:۵۴
نهاد مرجعیت و ناکامی استعمار / بخش دوم

جریان استعمار که مرجعیت شیعه را بلامنزاع ترین قدرت در مقابل خود میدانست در دو گام اول خود با شکست مفتضحانه ای رو به رو شد و نانی برایش چرب نشد به همین دلیل تصمیم گرفت برای نابودی این جریان مستقیم وارد عمل شده و از راهکار نفوذ مستقیم استفاده نماید. ایجاد تعریف‌های انحرافی از […]

جریان استعمار که مرجعیت شیعه را بلامنزاع ترین قدرت در مقابل خود میدانست در دو گام اول خود با شکست مفتضحانه ای رو به رو شد و نانی برایش چرب نشد به همین دلیل تصمیم گرفت برای نابودی این جریان مستقیم وارد عمل شده و از راهکار نفوذ مستقیم استفاده نماید. ایجاد تعریف‌های انحرافی از دین و نیز پروژه مرجعیت اجاره‌ای بسیار زود تر از آنچه که به ذهن می‌رسید به شکست انجامید و تلاش چندین ساله برای احیای آن دو گام نیز راه به جایی نبرد و به همین دلیل گام سوم به عنوان پروژه ای بلند مدت در دستور کار جبهه کفر جهانی قرار گرفت.

گام سوم

گام سوم پروژه عظیمی بود که می‌توان از آن به پروژه  مرجع سازی یا تولید مرجع نام برد.

برای این کار ایالات متحده امریکا در سال ۱۹۹۷ بیست میلیون دلار به عنوان بودجه پروژه مرجع سازی در  اختیار سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی خود قرار داد تا به این واسطه طی ۲۰ سال آینده ۸۰ مجتهد مسلم در حوزه علمیه قم پرورش دهد و امسال که سال ۲۰۱۸ میلادی است ۲۱ سال از آن زمان گذشته است و باید زمزمه های فعالیت آن ۸۰ مجتهد مسلم در حوزه قم شروع شود و یقینا در سال‌های آینده حوزه شیعه باچالشی به عنوان تعدد بیوت مراجعی مواجه خواهد شد که آبشخور فکری آنان را باید درMI6، CIA و موساد جستجو نمود.

نکته قابل توجه اینکه درست در همان دوره و در بحبوحه شعار توسعه سیاسی در ایران بعضی از احزاب منحله طلاب مشخصی را در حوزه‌های علمیه بورسیه می‌کردند و از آن‌ها می‌خواستند که به دور از هر فعالیت سیاسی و فقط با هدف اجتهاد در حوزه علمیه مشغول به تحصیل باشند.

در این پروژه سه نوع مرجعیت باید در نظر گرفته می‌شد تا مرجعیت استعمار ساخته به صورت کامل بتواند بر دایره تاثیرگذاری مرجعیت شیعه اثر بگذارد که آن سه بعد عبارتند از:

۱. مرجعیت فقهی یا مرجعیت عامه

فقهای شیعه از اصلی‌ترین ارکان اداره جامعه شیعی در همه اعصار بوده‌اند و با قدرت فتوا در مقابل بسیاری از برنامه‌های استعماری ایستاده‌اند که از آن جمله می‌توان به فتوای میرزای شیرازی در جنبش تباکو اشاره نمود. دشمن به این باور رسیده است که تا زمانی که قدرت فتوا را در اختیار نگیرد و نتواند در حوزه فتوا تأثیر بگذارد نمی‌تواند قدرت مرجعیت را مهار نماید، به همین علت بخشی از توان خود را برای پرورش مراجع صاحب فتوا قرار داده است.

۲. مرجعیت فکری

دومین بعد از مرجعیت، مرجعیت فکری و ایدئولوژیک است، پایه تمام دین در این بخش قرار داد و در واقع بعد اعتقادی و فکری است که می‌تواند تمام حرکت‌های سیاسی و اجتماعی و ابعاد بین المللی شیعه را تحت الشعاع قرار بدهد. به همین دلیل قسمت قابل توجهی از توان نیز باید صرف ساخت مرجعیت فکری در شیعه شود تا با تحریف جریان‌های اعتقادی به زبان دین، کنترل حرکت‌های اجتماعی و سیاسی بر مبنای اعتقادات حقه را در دست گیرند.

۳. مرجعیت اخلاقی و معرفتی

بعد سوم، مرجعیت اخلاقی و سلوکی جامعه است. جریان سلوکی و معرفتی جامعه نیز نقش بسزایی در حرکت‌های شیعی داشته و دارد. اگر به جریان دفاع مقدس نگاه کنیم به خوبی می‌توانیم این نقش بی بدیل را احساس کنیم . ساخت سالکان سکولار و صوفیان در اختیار، بخش دیگری از پروژه ساخت مرجعیت بود که با آن پازل مرجعیت دشمن ساخته تکمیل می‌شد.

مسئله مهم این است که در این پروژه مرجعیت به صورت متکثر طراحی شده بود تا اقناع ذهنی جامعه بهتر صورت پذیرد. به این معنا که زمانی که فقها هم صدا با فلاسفه و عرفا یک حرف را بزنند کمتر کسی یارای مخالفت با آن را دارد.

این پروژه را می‌توان عظیم‌ترین پروژه مذهب علیه مذهب در تاریخ تشیع دانست که توسط سردمداران جریان کفر جهانی در حال رخداد است.

اما آنچه اتفاق خواهد افتاد؛ جریان مرجعیت در طول بیش از  ۱۰۰۰ سال که از زمان شیخ طوسی و تشکیل حوزه های شیعی می‌گذرد روال مشخصی را طی نموده است و آن این است که عالمان پاک باخته و متقی در حوزه‌های علمیه شبانه روز زحمت می‌کشیدند و علاوه بر کسب علوم اهل بیت به تزکیه نفس و تطهیر روح می‌پرداختند و بعد از گذشت عمری که مویشان در این وادی سفید و استخوانشان خورد می‌شد زمام امور شیعه را بر عهده می‌گرفتند و به عنوان نائبان عام امام زمان به رتق و فتق امور دین و جامعه می‌پرداختند و آنچه مسلم است با سفارش و هزینه سرمایه های گزاف و با راه اندازی کمپین‌های پیدا و پنهان کسی در جایگاه مرجعیت حقیقی نخواهد نشست و فقط چیزی که اتفاق خواهد افتاد همان است که گفت؛

عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری.

حسن ختام

علی بن عیسی اربلی در صفحه ۵۱۹ از جلد دوم کشف الغمة فی معرفة الأئمة آورده است: بادمجان دور قاب چینی به همراه مستبصرخلیفه عباسی به بازدید از سامرا رفت؛ در شهر به حرم ائمه سامرا رسیدند و جلالت حرم و توجه مردم به آن بارگاه ملک پاسبان توجه آنان را جلب کرد؛ از آنجا به مزار خلفای عباسی و قبور آباء و اجداد مستبصر رسیدند که در گذر دوران مخروبه شده بود و باد و باران ساختمان آن را نابود کرده بود. او برای چاپلوسی به مستبصر گفت جناب خلیفه! شما هم برای اجداد خود در بنی العباس مرقدی بسازید تا بلکه بنی هاشم از کانون توجهات خارج شود و گمان نکند که منحصرا مشاهد آن‌هاست که مورد توجه مسلمین است!

مستبصر فکری کرد و گفت :

هَذَا أَمْرٌ سَمَاوِیٌ‏ لَا یَحْصُلُ بِاجْتِهَادِنَا وَ لَوْ حَمَلْنَا النَّاسَ عَلَى ذَلِکَ مَا قَبِلُوهُ وَ لَا فَعَلُوا”

این مسئله ای آسمانی است که با کوشش و خواست ما به دست نمی آید و اگر مردم را اجبار به اینتوجه کنیم آنها قبول نمیکنند و هرگز زیر بار نمیروند./۸۴۱/ی۷۰۲/س

حجت الاسلام عبدالصالح شمس‌اللهی، پژوهشگر و نویسنده حوزه علمیه قم

 

آخرين اخبار