شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ۱۸:۰۵
نمادها و اثرات اجتماعی آن

                                                           بسم الله الرحمن الرحیم مقدمه مدتی بود که در رفت آمدهای روزانه آویزهایی را به گردن افرادی که معمولا از نظر تیپ ظاهری شباهت  قابل توجهی به هم دیگر داشتند میدیم نا خود آگا این سوال برایم پیش آمد که این شدت استفاده و این هم آهنگی محسوس آیا می تواند بدون یک منشا […]

                                                           بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

مدتی بود که در رفت آمدهای روزانه آویزهایی را به گردن افرادی که معمولا از نظر تیپ ظاهری شباهت  قابل توجهی به هم دیگر داشتند میدیم نا خود آگا این سوال برایم پیش آمد که این شدت استفاده و این هم آهنگی محسوس آیا می تواند بدون یک منشا برنامه ریز باشد که با دقت نظر بالا برای هدف خاصی اقدام به تولید این آویزها می کند. کم کم این آویز ها از گردن به طرح لباس ها منتقل شد  وعکس هایی با حالات مختلف و شکل های متفاوت تبدیل به نقش لباس همین طیف از جوانان گردید .

این انگیزه باعث شد تا برای لا اقل رفع کنج کاوی هم که شده تحقیق مختصری در این باره بنمایم  که نوشته مذکور ثمره این تحقیق مختصر است .

البته کار بسیار مشکل می نمود به دلیل آنکه هیچ منبعی برای این کار وجود نداشت و تنها تعدادی نماد بود که در مورد مفهوم برخی از آنها در کنج نو نوشته های بعضی مقالات و پایان نامه ها می توانستی مطالبی نه چندان مفید به دست آوری اما از آنجا که از این ناحیه خطر بزرگی را احساس می نمودم (که هنوز هم این احساس ادامه دارد ) تصمیم گرفتم کار را شروع نمایم .

در این راه دو منبع اصلی پیش رویم بود یک تحلیل های عقلی خود و دیگر بحث ها و مناظره هایی که با پیش فرض های من بین دوستانم در می گرفت  و در این راه این دو منبع اصلی ترین یاران من بودند.

 حال که به حول و قوه الهی این مرقومه به پایان رسید ، از ذات بی پایان ربوبی مسئلت دارم که  این کم از ران ملخ را از این کمینه بنده در گاه خود به کرم قبول نماید و این را سر آغازی بر شکست قلم که چند سالی است اتفاق افتاده است قرار دهد.

الراجی برحمة الله

عبد الصالح شمس اللهی

۲۷ شوال المکرم ۱۴۳۰

۲۴/۷/۱۳۸۸

قم المقدسه

نماد چیست؟

انسان زمانی که از هستی شیئی اطمینان پیدا کرد اولین سوالی که برای او پیش می آید چیستی آن شیء است  ونماد ها هم از این قائده مستثنی نیستند .

نماد در واقع علامتی است که نشان گر یک گروه ، فکر ،اعتقاد ، مذهب ویا یک ملت و… است

در اکثر موارد می توان گفت نماد چکیده یک تفکر به صورت رمز آلود است که استفاده از آن در میان پیروان آن تفکر شیوع پیدا می کند  وبه مرور زمان معنای آن به سایر افراد نیز منتقل می شود ، به گونه ای که با دیدن  نماد به اصل   فکر ، ارکان و آرمان های آن  فکر منتقل میشوند.

نکته قابل توجه دیگر در چستی  نماد این است که غالب نماد ها بیان گر بافته های فلسفی افراد است به گونه ای که افراد  به صورت خود آگاه و یا ناخود آگاه ویا همان وضع تعیینی و یا تعیّنی (بحثش خواهد آمد) درونیات خود را در قالب این سنبل ها به نمایش می گذارند تا با این کار به اهدافی که در ادامه بحث خواهد آمد برسند .

نماد  می تواند یک شیئ  خارجی مثل (صلیب) و یا یک نوع پوشش که نماد یک تفکر است مثل (هپی متال که نماد گروه های معترض به اختلافات طبقاتی در غرب بوده ) و یا یک نوع تیپ ظاهری مثل (تیپ موی فشن که نماد ساختار شکنی شیطان پرست ها است) ویا یک نوع حرکت یا اشاره (مثل علامت لاو  (love)و یا علامت لذت (fok) شیطان پرست ها) و یا تکرار یک فعل ( مثل مهر گذاشتن در نماز که نماد داشتن تفکر شیعی است ) باشد.

اما آنچه مهم است این است که تمام این انواع  تقریبا اهداف مشترکی را دنبال میکنند گرچه بعضی از این اهداف در گونه این از این نماد ها پر رنگ تر است .

انواع نماد چیست ؟

در مورد نمادها این نکته را باید دانست  که نماد ها انواع مختلف دارند ویا به تعبیر صحیح تر برای اغراض مختلفی به وجود می آیند که در زیر به بعضی از انواع  و یا اغراض نمادها اشاره میشود تا محور اصلی بحث مشخص گردد.

۱) نماد های ملی

برخی ازنمادها هستند که نشان یک ملت ویا آرمان خاص یک ملت  است که مصداق اتم آن را می توان پرچم هر ملت دانست ، پرچم هر ملتی بر گرفته از آرمان های آن ملت است که  در قالب رنگ ها و نوع  چینش خطوط  و بعضی       از علامات و یا کلمات و جمله ها به شکل فعلی خود در آمده است ، به عنوان مثال پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران متشکل از رنگ های سه گانه سبز، سفید و قرمز است که در میان آن نشان مقدس الله  نقش بسته است که هر رنگ نشان از یک آرمان بلند است قرمز سنبل شهادت طلبی ، سبز سنبل آبادانی وسفید به معنی صلح ودوستی است و نشان مقدس الله نیز نشان گر  کلمه توحید است که رکن واساس همه آرمان های امت اسلامی است و همه این آرمان ها در سایه این رکن است که ارزش و اصالت پیدا میکنند  .

این قسمت یعنی نماد های ملی مورد نظر ما نخواهد بود به جز در یک مورد که استفاده از نماد ملی یک ملت در جایی   دیگر و توسط افرادی غیر از آن ملت ؛ مثل استفاده از پرچم امریکا به صورت کاپشن و یا کیف و کلاه و یا استفاده        از ستاره داوود بر روی لباس یا به صورت آویز گردنی  ویا استفاده از پرچم مقاوت لبنان در بین گروه های مقامت در دنیا و یا در راه پیمایی ها و… که این ها همه مفهوم خاصی دارند و آن مفهوم پذیرفتن آرمان آن ملت و یا گروه است که به عنوان مثال در مورد پرچم آمریکا یعنی من آرمان امریکا که به بردگی کشیدن کل جهان است پذیرفته ام و خود را در آن راستا  قرار میدهم .

۲) نماد مذهبی اعتقادی

پیدایش نماد های اعتقادی را شاید بتوان نسبت داد به ابتدایی ترین زمانی  که بشر به فکر مسائل اعتقادی افتاده است، بشر از ابتدا به دنبال این بود تا به طریقی اطرافیان خود را که با آن ها به مناسبت های مختلف نسبت داشت از دیگران متمایز کند تا در شناخت آن ها راحت تر باشد ؛ در مواردی افراد یک قبیله که با هم  نسبت هم زیستی  داشتند نمادی را برای خود انتخاب می کردند و در موارد دیگری  افراد هم فکر از لحاظ اعتقادی مظهر یا سنبلی را برای خود قرارداد می نمودند و به این طریق هم دیگر را در مجامع انسانی می شناختند تا با این شناخت به اهداف بعدی خود برسند.

به عنوان مثال نماد چرخ خورشید که از ابتدایی ترین نماد های  اعتقادی بشر است در میان باستانیان نمادی با عظمت از خالقیت ورازقیت بوده و پیدایش فصول که تصور می شد محصول چرخش خورشید به دور زمین و مایه برکت است  به آن نسبت داده می شد.

شاید بتوان امروزه کمتر تفکری را یافت که برای خود نمادی انتخاب نکرده باشد و اصلا موجودیت بعضی از تفکر ها مثل شیطان پرستی به نماد هاست  نماد هایی مثل ستاره پنج پر،  بز مندس ، طبر وارونه ، نماد هرج و مرج ، صلیب وارونه و… ویا در مکاتب دیگر مثل مسیح با نماد صلیب و یا یهود باستاره داوود و….

۳)نماد تجاری

از قدیم الایام تجار به نام و یا صنعت کاران متبحر که ساخته دستشان ارزشی افزون از ساخته های عادی داشت برای خود خاتم ،مهر ویا علامتی خاص داشتند که خبرگان فن در برخورد با این علامت ، سازنده و یا وارد کننده ویا صادر کننده     آن را می شناختند و میزان افزایش قیمت آن را در مقایسه با انواع دیگر بر آورد می کردند .

امروزه نیز شرکت های بزرگ تجاری نماد های مشهوری دارند که در همه جای دنیا شناخته شده است و حتی گاه افراد   از آن به عنوان نمادهای تزئینی و آویزهای گردنی ویا انگشتر ودست بند و… استفاده می کنند.

البته این قسم به خودی خود داخل در بحث نیست اما نظام سرمایه داری ، امروز با همه چیز در آمیخته و شاید کمتر عرصه ای را بتوان یافت که این نظام در آن دخیل نباشد . یکی از این عرصه های در هم تنیده با سرمایه داری  عرصه فکرو اعتقاد و یا همان مذاهب است. امروزه شرکت های بزرگ تجاریی در دنیا  وجود دارند که حامی تفکرات مختلف به خصوص تفکرات صهیونیستی هستند و این حمایت خود را به صراحت اعلام می دارند در این مرحله با تولید نما های تجاری خود به عنوان ابزار زینتی و یا پوششی در قالب مارک های تجاری اقدام به تبلیغ تفکر مورد حمایت خود می کند  به عنوان مثال میتوان شرکت هایی چون نستله، مک دونالد ، موتورلا، نایک ، بوس ،دیزل  و… را از این قبیل شرکت ها دانست.

کاربرد نماد چیست ؟

نماد ها کاربرد های فراوانی دارند و آنچه به صورت استقرایی به آن رسیده ایم همه کاربردهای نماد نیست آما آنچه که  در بضاعت بود همین است.

الف: پیدا نمودن افراد هم فکر در اجتماع بزرگ :

برای توضیح این مطلب دو نکته قابل ذکر است

۱) تشکیل سازمان لازمه بقاء و رشد یک تفکر

یکی ازمسائلی که برای بقاء یک تفکر لازم وضروری است تشکیل یک سازمان قوی برای پی گیری اهداف آن تفکر است؛ تفکری پیروز و ماندگار است که برای پیش برد اهداف خود افراد سر سپرده کار آزموده ای داشته باشد که حاضر باشند در قالب تشکیلات مسئولیت های سازمانیی را بر عهده بگیرند تا بخشی از کار توسط آنان با دقت و صحت کامل انجام بپذیرد .

به عنوان نمونه می توان دو قوم یهود و اسلام را  به صورت بسیار مختصر و گذرا مورد مقایسه قرار داد تا جایگاه تشکیلات و سازمان به خوبی مشخص گردد .

بنی اسرائیل قومی بود ذلیل و برده تا آنجا که برده اسرائیلی در بازارهای برده فروشان معروف و قیمت آن مضاعف      از بردگان دیگر بود و انگار مهر بردگی برای ابد برپیشانی آن ها خورده بود زمانی که خدا بابی از ابواب رحمت خود را بر اینان گشود پیغمبر خود موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) را برای نجات این قوم فرستاد . موسی این پیغمبر بصیر خدا در اولین اقدام خود شبکه ای سری و قوی جهت اطلاع رسانی تشکیل داد و این تبدیل شد به پایه ای برای سازمان یهود این شبکه به حدی قوی بود  که در یک شب بدون داشتن هیچ ابزار ارتباطی تمام قوم عظیم بنی اسرائیل را برای فرار از دست فرعون بسیج می کند بدون این که هیچ یک از فرعونیان از این تصمیم مطلع شوند وامروزه نیز یهودیان به دلیل سازمان قوی اقتصادی و نظامی ای  که تشکیل داده اند توانسته اند با وجود جمعیتی کمتر از ده ملیون نفر ۷۰% اقتصاد جهان را در دست بگیرد .

اما مسلمانان  قومی هستند که  بعد از پیامبر خود از همان روز نخستین بنای تشطت و چند صدایی را گذاشته و در هیچ زمانی سازمان بزرگ اسلامی را تشکیل ندادند  و این  ذلت امروز مسلمین نیز معلول نداشتن سازمانی قوی است که بتواند قوای فکری ، نیروی انسانی و و توان مالی مسلمین را در یک راستا قرار دهد تا اهداف بزرگی را محقق سازد  و شاهد  براین مطلب این است که زمانی که مسلمین تشکیلات و سازمان منظمی درست می کنند چتر ذلت از سر آن ها برچیده میشود و همای عزت بر شانه های آنها می نشیند که نمونه آن حزب الله لبنان است که تشکیلات آن توسط سید جلیل       امام موسی صدر(افاض الله علینا من برکات وجوده) و شهید بزرگوار دکتر مصطفی چمران(رضوان الله تعالی علیه) پایه گذاری شد و توانست در جنگ ۳۳ روزه ششمین ارتش دنیا را با ابتدایی ترین سلاح ها به زانو در آورد .

۲) لازمه تشکیل سازمان پیدا کردن افراد هم فکر در یک اجتماع

پس از آن که ضرورت وجود سازمان به صورت اجمالی تبیین شد  این نکته واضح است که ماهیت سازمان متشکل       از افراد است یعنی از قرار گرفتن تعدادی افراد هم گرا در مسائل فکری و هم فکری و هم کاری آن ها در یک راستا سازمان تشکیل می شود و لازمه این مطلب این است که این افراد بتوانند هم دیگر را در یک جامعه بزرگ پیدا کنند  ویکی از ساده ترین راه ها برای این کار داشتن علامتی است که به واسطه آن افراد با تفکرات مختلف از هم تمیز داده شوند که این علامت همان نماد است .

نتیجه این که یکی از کاربردهایی که نماد ها دارند پیدا نمودن افراد هم فکر است برای تشکیل هسته های فکری و عملیاتی در قالب یک سازمان قوی و کار آمد      .

ب  : دسترسی به یک آمار اجمالی از میزان معتقدان به یک فکر برای نهادینه نمودن آن فکر در اجتماع

  • نکته : نقش کثرت جمعیت و سیاه لشکر در پیروزی یک جنبش فکری فرهنگی

افراد با تفکرات مختلف همواره سعی نموده اند که چینش اجتماعی را به نفع خود تغییر دهند تا با این تغییر آن گونه که مطلوب آن هاست بتوانند در جامعه زندگی کنند و برای ابراز اعتقادات خود با هر منشا و مبدائی راحت باشند و افراد جامعه را به آن آوایی که خود می خواهند برقصانند.

زمانی که به مبارزات طول تاریخ نگاه می کنیم به سادگی در می یابیم که غلبه تفکرات مختلف در غالب موارد  به کثرت جمعیت آنان است و به ندرت استثنائاتی مثل جنگ بدر پیش می آید که در آنجا هم زمانی که به آیات و روایات رجوع    می کنیم می بینیم که نصرالهی که خود بیش از تمام بشریت است پشتوانه این مبارزه است و الا نقش جمعیت در غلبه یک تفکر غیر قابل انکار است.

تغییر ساختاری اجتماع زمانی ممکن است تعداد افراد هم فکر به حدی برسد که بخشی از قدرت اجتماعی فرهنگی و حتی نظامی را در دست بگیرند (مثل نظام لائیک ترکیه(

برای این کار نیاز به یک ابزار آمار گیر هست و در زمانی که هیچ ابزار آمار گیری توان آمار گیری ندارد این نماد ها هستند که پا به عرصه آمار گیری می گذارند ؛ به این ترتیب که هرگاه تعداد  افرادی که با نماد خاصی در انظار       حاضر می شوند  به حدی رسید که بتوان آن گروه یا تفکر را جزء تفکرات بر تر از حیث جمعیتی دانست آن گاه  آن تفکر و یا گروه می تواند به یک انقلاب فکر کند.

ج: قدرت نمایی کاربرد دیگر نماد :

یکی از کاربردهایی که نماد ها دارند قدرت نمایی یک تفکر می باشد یعنی زمانی که یک تفکر بخواهد میزان قدرت خود را به حریف خود نشان دهد روبه تولید نماد می آورد به عنوان مثال اگر نگاهی گذرا به کودتاهای مخملین دنیا بیندازیم خواهیم دید که در بدو امر سران این کودتا اقدام به تولید یک نماد می نمایند مثل شاخص نمودن یک رنگ و با این کار به حریف خود که در موضع قدرت نشسته است می فهماند که قدرت در اختیار من نیز کم نیست و به پشتوانه این قدرت     می توانم  تو را از قدرت خلع نمایم .

د : منتقل نمودن یک فلسفه یا فکر عام در قالب نماد

هر تفکری یک یا چند ستون اصلی دارد که در واقع عصاره وجان  آن تفکر می باشد از آنجا که تکرار این اصول        از طرفی ملال آور و از طرفی سخت و مشکل است ، پس از چند بار تکرار و پیدا نمودن افرادی به عنوان طرف دار و مبلّغ  فکر در قالب نماد به جامعه عرضه می شود مثلا جان تفکر اسلامی توحید است که ابتدا با جمله                         ( قولو لا اله الّا الله تفلحوا) شروع شد وبعد از مدتی که مفهوم توحید در دل و جان عده ای جا گرفت برای آن نمادی به نام کعبه مشخص شد و یا یکی از اهداف جامعه موحّد شیطان ستیزی است که با حرکت نمادین رمی جمرات عرضه  گردیده  تا در وجود انسان تاثیر عمیق تری از تصریح به توحید ویا مبارزه با شیطان درون و ابلیس  بیرون داشته باشد و یا       در تفکرات شیطان پرستی ابتدا آرمان هنجار شکنی تبیین میشود و سپس نماد هرج و مرج برای آن تولید می گردد و به واسطه آن نماد یک آرمان عام به مخاطب و جامعه عرضه می گردد.

ه : نوعی اعلام حضور در صحنه

گاه یک تفکر ممکن است هنوز از حیث جمعیتی به حد انقلاب نرسیده باشد اما اگر امروز صحنه اجتماعی را خالی نماید به تاریخ می پیوندد و به همین لحاظ با نماد خاصی در جامعه ظاهر می شود تا اعلام نماید که هنوز زنده است و در عرصه فکری اعتقادی اجتماعی و یا سیاسی جامعه حضور دارد مثل نماد فروهر  که نماد ایران باستان و یا همان زردشت است  که امروزه به صورت فزاینده ای استفاده از آن در حال رشد است تا آنجا که در مغازه های کوچک اطراف اماکن مقدسه مثل حرم حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و یا حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) به وفور یافت و فروخته می شود.

و: ترغیب دیگران برای پذیرش این تفکر از راه تغییر یا تحریک حس زیبایی شناسی ویا ارعاب افراد

یکی دیگر از کاربردهای نماد( که شاید ثمره کلی تمام کاربردهایی که برای نماد ها ذکر شد باشد) ترغیب دیگران است برای پذیرش آن تفکر مولّد نماد که حال این ترغیب یا از راه تغییر و یا تحریک حس زیبایی شناسی افراد است مثل تغییر حس زیبایی شناسی افراد در موسیقی که شیطان پرستی با این تغییر توانسته حس لطیف خواهی عده ای را به حس خشونت پذیری تغییر دهد  و آن ها را درغالب مستمعین متالیکا و بلک متال و … به خود جذب نماید و یا تحریک حس زیبای شناسی افراد مثل اسلام که توانست با نمادهای توحیدی بشر را از منجلاب تحیّر و سرگردانی به یک آرامش برساند که   این آرامش برای انسان زیبایی فطری و واقعی داشت و نیازی به تغییر در فطرت اصلی انسان ندارد و در مرحله ارعاب هم زمانی که در جامعه تعداد معتقدین به یک فکر که فکر خود را ابراز می کنند به حد بالایی برسد نا خود آگاه گروهی مرعوب کثرت جمعیت آن ها شده و در مقابل آن ها یا سکوت کرده و یا جذب  آن تفکر می گردد و شاید شعار زیر معلول همین ارعاب باشد :

خواهی نشوی رسوا                          هم رنگ جماعت شو

جایگاه نماد در نهادینه شدن یک تفکر در اجتماع

نهادینه شدن یک تفکر در جامعه را میتوان در پنج مرحله خلاصه نمود

 

الف : طرح آن تفکر در جامعه این مرحله نخست است که در جامعه مطرح شود که تفکری وجود دارد با آرمان ها و اصول خاص که سعادت انسانها را تضمین میکند (به کذب یا به صدق (

ب: مرحله دوم این تفکر آن است که صاحبان آن فکر با تبلیغ چهره به چهره و یا از طریق نوشتن و یا…تعدادی طرف دار پیدا کنند  که این تفکر را به عنوان مسیر سعادت خود بپذیرند.

ج: انتقال نماد ها به جامعه مرحله سوم این فرایند است که در آن افرادی که این تفکر را پذیرفته اند نماد های ارائه شده توسط صاحبان اصلی فکر را که ممکن است از هر نوعی هم چون  تیپ خاص حمل شیئ خارجی خاص ویا … باشد در جامعه به نمایش می گذارند .

د: جلب توجه افراد مختلف و پرس وجو در مورد این نماد مرحله چهارم این فرایند است که در آن توجه افراد به خاطر    نا متعارف بودن این نمادها به حاملان آن جلب ویشود و نا خود آگاه در مسیر تبلیغ آن تفکر قرار می گیرند.

ه: در مرحله پنجم گروهی این تفکر را پذیرفته و تفکر در جامعه نهادینه می گردد.

همانگونه که دیدید  نماد ها حلقه میانی طرح یک تفکر و نهادینه شدن آن تفکر در جامعه می باشد.

آیا ما هم موظف به تولید نمادیم ؟

حال با تمام این بحث ها این سوال پیش می آید که آیا ما هم به عنوان یک تفکر مستقل باید مطابق با نیاز های روز نماد تولید کنیم و یا ما از داشتن نماد مستغنی هستیم مسلّم در اینجا دو نظریه پیدا می شود  که به هر دو نظر می پردازیم.

الف : ما مستغنی از نماد ها هستیم و نیازی به تولید این نماد ها نداریم.

کسانی که می گویند ما نیازی به تولید نماد نداریم معتقدند مفاهیمی که در شریعت ارزش دارند دارای باری هستند  که یک نماد بی روح بی جان توان کشیدن آن را ندارد  به عنوان مثال مفهومی مثل ولایت را کدام نماد می خواهد در خود حمل نماید و یا مفهومی مثل شهادت درحد کشش کدام نماد است پس چون ما مفاهیم بلندی را می خواهیم به جامعه عرضه کنیم باید برای تک تک افراد این مفاهیم را توضیح دهیم  وبه مناسبت های مختلف یاد آوری نماییم و برای این قست ازاعتقاد خود استناد مینمایند به آیه شریفه (فذکر ان الذکری تنفع المومنین)   به این بیان که اگر نماد ها کار آمد بودند  دیگر امر به تذکر لغو بود و لغو از حکیم مطلق صادر نمی شود .

ب : ما نیز مانند سایر تفکرات به نماد سازی احتیاج داریم .

در مقابل گروهی هستند که به شدت قائلند  که ما نیز مانند سایر تفکرات احتیاج به نماد سازی داریم  و در جواب به اشکالات منکرین گفته اند اولا ما  نگفته ایم  تمام کار به تولید نماد است و از طرفی هم انتقال مفاهیم و فلسفه ها و     آرمان های کلی و عام یکی از کاربردهای نماد است و همان گونه که گذشت نماد ها فوائد دیگری هم دارند و علاوه بر این نماد ها حامل جزئیات نیستند که بگوییم توان حمل معنی بلندی مثل ولایت پذیری را ندارند چرا که ولایت یک ستون دارد به نام سپردن تمام وجود خود به مولا که این را می توان در قالب هایی چه به صورت قراردادی و یا به صورت           ناخود آگاه طراحی نمود چنان که هم اکنون در پاکستان شیعیان متعصب حلقه ای به گوش خود می اندازند که مفهوم آن مشخصا حلقه به گوش بودن و مطیع محض بودن آن ها نسبت به مولا است.

جواب دیگر این که تولید نماد منافاتی با ارشاد و تذکر ندارد چه آن که ما منکر تعلیم و تعلم نیستم و نمادها را هم در حد ابزاری برای تعلیم و تعلم نیاز می دانیم و از طرفی  تذکر هم نیاز نیست فقط زبانی باشد بلکه خود نمادها نوعی تذکر است به عنوان مثال کتیبه های سیاه در فرهنگ ما نماد عزا است و در شهادت اهل بیت (علیهم السلام) اگر حتی کسی به زبان نگوید که امروز شهادت امام معصوم است همین که علم های سیاه بلند می شود مردم ناخود آگاه متذکر                        مصائب اهل البیت(علیهم السلام)  و ایام شهادت آن امام بزرگوار خواهند شد  واز طرفی هم تمام مفاهیم این ها نیستند که در بخشی دیگر به این موضوع خواهیم پرداخت .

در این زمینه بهتر  آن که به  کلام اهل البیت(علیهم السلام)  و قرآن و سنت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) وسیره بزرگان دین  مراجعه نماییم تا ببینیم آیا اثری از نماد سازی می بینیم یا نه .

نماد های قرآنی

زمانی که به قرآن مراجعه می کنیم می بینیم که خداوند در کتاب خود نیز اقدام به نماد سازی نموده به خصوص در جریان حج که سر تا سر نماد است که به بعضی از آن ها اشاره می کنیم .

الف :آیه ۳۵ سوره مبارکه نور

اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فی‏ زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضی‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ

)خداوند نور آسمان ها و زمین است مثل نور خداوند همانند چراغ دانى است که در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گیرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنى افروخته مى‏شود که از درخت پربرکت زیتونى گرفته شده که نه شرقى است و نه غربى (روغنش آن چنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعله‏ ور شود نورى است بر فراز نورى و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت مى‏ کند، و خداوند به هر چیزى داناست)

نور به طور کلی در تمام مکاتب به جز شیطان پرستی نشان نماد معبود است وخدا هم زمانی که می خواهد نمادی و سنبلی برای خود معرفی کند خود را نور می داند که خود پیدا و ظاهر است و باعث ظهور اشیائ دیگر است  و از طرفی هم روایت دیگری در تفسیر برهان جلد ۴ صفحه ۷۲ نماد های ذکر شده در سایر فقرات آیه را توضیح میدهد:

روی عن جابر بن عبد الله الأنصاری، قال: دخلت إلى مسجد الکوفة، و أمیر المؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) یکتب بإصبعه و یتبسم، فقلت له: یا أمیر المؤمنین، ما الذی یضحکک؟ فقال: «عجبت لمن یقرأ هذه الآیة و لم یعرفها حق معرفتها». فقلت له: أی آیة، یا أمیر المؤمنین؟

فقال: «قوله تعالى: اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ، المشکاة: محمد (صلى الله علیه و آله)، فِیها مِصْباحٌ، أنا المصباح. فِی زُجاجَةٍ الزجاجة الحسن و الحسین (علیهما السلام)، کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ و هو علی بن الحسین (علیه السلام)، یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ محمد بن علی (علیه السلام)، زَیْتُونَةٍ جعفر بن محمد (علیه السلام) لا شَرْقِیَّةٍ موسى بن جعفر (علیه السلام)، وَ لا غَرْبِیَّةٍ علی بن موسى (علیه السلام)، یَکادُ زَیْتُها یُضِی‏ءُ محمد بن علی (علیه السلام)، وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ علی بن محمد (علیه السلام)، نُورٌ عَلى‏ نُورٍ الحسن ابن علی (علیه السلام)، یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ القائم المهدی (علیه السلام) وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیم

جابر بن عبد الله انصاری می گوید وارد مسجد کوفه شدم و دیدم وجود مبارک امیر المومنین (ع)به انگشت خود  (ظاهرا بر روی زمین ) می نویسند و می خندند سوال نمودم ای امیر مومنان  به چه می خندید ؟ فرمودند در عجبم از کسانی که این آیه را می خوانند ولی معرفت و شناخت درستی از مفهوم آن ندارند . سوال نمودم کدام آیه ؟ فرمودند آیه اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ… سپس فرمودند مشکات وجود مقدس پیامبر است و من مصباحم فی الزجاجة الزجاجة حسن و حسینند ،کوکب دری علی بن الحسن است ، یوقد من شجرةمبارکه محمد بن علی وو زیتونه جعفر بن محمد است ،لا شرقیه موسی بن بجعفر و لا غربیه علی بن موسی و یکاد زیتها یضی ء محمد بن علی است و لو لم تمسسه نارا علی بن محمد  ونور علی نور حسن بن علی است  ویهدی الله لنوره من یشاء قائم  وهمان مهدی است وخدا این ها را مثال زد تا مردمان درک کنند و خدا به همه چیز عالم و داناست .

ب : آیه ۱۵۸ سوره مبارکه بقره

إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاکِرٌ عَلیمٌ (۱۵۸)

«صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‏هاى) خداست! بنا بر این، کسانى که حج خانه خدا و یا عمره انجام مى‏دهند، مانعى نیست که بر آن دو طواف کنند (و سعىِ صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بى‏رویّه مشرکان، که بتهایى بر این دو کوه نصب کرده بودند، از موقعیّت این دو مکان مقدّس نمى‏کاهد!) و کسى که فرمان خدا را در انجام کارهاى نیک اطاعت کند، خداوند (در برابر عمل او) شکرگزار، و (از افعال وى) آگاه است.

همان گونه که می بینیم شعائر  اصلا به معنای سنبل و نماد است و واضح تر از این مطلبی نیست که دلالت بر نماد سازی از طرف ذات ربوبی داشته باشد.

آیه ۱۹۶ سوره مبارکه بقره

قربانی در حج  نماد قربانی نفس و نشانه ای از علم خدا به تمام عالم

َ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَریضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ

و حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانید! و اگر محصور شدید، (و مانعى مانند ترس از دشمن یا بیمارى، اجازه نداد که پس از احرام‏بستن، وارد مکه شوید،) آنچه از قربانى فراهم شود (ذبح کنید، و از احرام خارج شوید)! و سرهاى خود را نتراشید، تا قربانى به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسى از شما بیمار بود، و یا ناراحتى در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفّاره‏اى از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندى بدهد! و هنگامى که (از بیمارى و دشمن) در امان بودید، هر کس با ختم عمره، حج را آغاز کند، آنچه از قربانى براى او میسّر است (ذبح کند)! و هر که نیافت، سه روز در ایام حج، و هفت روز هنگامى که باز مى‏گردید، روزه بدارد! این، ده روز کامل است. (البته) این براى کسى است که خانواده او، نزد مسجد الحرام نباشد [اهل مکّه و اطرافِ آن نباشد]. و از خدا بپرهیزید! و بدانید که او، سخت‏کیفر است!

یکی دیگر از نماد هایی که قرآن بیان می کند نماد قربانی کردن در حج است  که به مفهوم قربانی نفس و خواسته های درونی است  چرا که زمانی که پیامبر خدا ابراهیم(علیه السلام) اسماعیل (علی نبینا و آله و علیه السلام)را به قربان گاه برد بر تمام نفس خود غلبه نمود  واین نماد به جا ماند تا انسان ها بدانند در راه معبود بی همتای خود تمام وجود و امیال خود را باید فدا نمایند و شاهد بر این مدعا ادامه آیه شریفه است که می فرماید اگر امکان قربانی نبود روزه بگیرید حال سه روز در حج و یا هفت روز در موطن  که روزه خود نماد واضحی از مبارزه با نفس است .

آیه ۹۷ سوره مبارکه مائده

وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلائِدَ ذلِکَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ

و قربانی هاى بى‏نشان، و قربانی هاى نشاندار و را این گونه احکام (حساب شده و دقیق،) بخاطر آن است که بدانید خداوند، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، مى‏داند و خدا به هر چیزى داناست.

 

آیه ۹۷ سوره مبارکه مائده

کعبه نماد توحید و آسایش

وجَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ (۹۷) مائده

خداوند کعبه- بیت الحرام- را وسیله‏اى براى استوارى و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده.

کعبه که یک کهن نماد قراردادی است چیزی نیست جز سنگ و چوب و پرده اما آنچه او را مایه قوام انسان ها می کند آن مفهوم توحیدی است که در این کهن نماد قرار داد شده و آنچه بشریت را به سمت رستگاری می برد و استواری جوامع را تضمین می کند چیزی جز توحید نیست.

رمی جمرات نماد شیطان ستیزی

رمی جمرات که یکی از ارکان حج است و شاید نمادین ترین حرکت حج باشد یکی دیگر از نماد های الهی  است که برگرفته از جریان حضرت ابراهیم(علیه السلام)   و اسماعیل (علی نبینا و آله و علیه السلام) است  ونماد شیطان ستیزی فطری انسان است و گرچه در قرآن آیه ای  مستقیم به این جریان اشاره ندارد اما در سنت اسلام و ماقبل آن این رمی وجود داشته و نماد همان است که ذکر شد .

نمادهادر سیره اهل بیت(علیهم السلام)

در تاریخ و سیره اهل بیت که عاملان حقیقی به کلام خدا و قرآن مجیدند نیز رد پا های نه چندان کم رنگی از نماد سازی به چشم می خورد که اهمیت نماد سازی را بر ما مشخص می نماید که در ادامه متذکر بعضی از آنها خواهیم شد .

الف :عمامه زرد امیر المومنین نماد غضب

در میان جنگ آوران عرب برخی به بعضی مسائل یا موارد در جنگ شهره می شدند به عنوان مثال کلاه خود مرحب خیبری شمشیر زدن عمر بن عبد ود و …

اما چیزی که از امیر المومنین مشهور بود عمامه یا همان دستمال زردی بود که حضرت در هنگام غضب شدید بر دشمنان خدا بر سر می بستند و زمانی که حضرت این عمامه را بر سر مبارک می گذاشتند نماد و نشانه ای بود بر اینکه با تمام توان به میدان می آیند و کسی جلو دار ایشان نیست .

دستمال زرد تا بستی به سر                            دشمنت فریاد زد این المفر

ب : تراشیدن سر نماد شجاعان جنگ آور آن عصر و زمان

یکی دیگر از نماد ها که نمادی ظاهری بود این بود که مبارزان و جنگ آورانی که از همه چیز دست شسته اند سر حود را حلق می نمودند و به میدان می آمدند و زمانی که گروهی به امیر المومنین (علیه السلام)اعتراض می نمودند که چرا قیام     نمی کنید حضرت می فرمودند هرکدام حاضرید با من قیام کنید فردا صبح هنگام طلوع سر بتراشد  وبه مسجد یا میدان شهر بیاید و هنگامی که می آمدند جز اندکی مثل مقداد و ابوذر و سلمان و عمار کسی دیگر نبود و این کار حضرت کنایه از این بود که جان بر کفی نیست تا قیام کنیم.

ج :ودایع امامت  (مثل عمامه و عبا رسول خدا وعصا موسی و ذوالفقار امیر المومنین و مصحف فاطمیه و…) که  نماد سلسله امامت است

بعد ازارتحال رسول خدا اشیائی به عنوان ودایع امامت در اختیار امیر المومنین (علیه السلام) قرار گرفت که بعد از ایشان در اختیار امام بعدی قرار گیرد وتا اکنون که در اختیار حجت مطلق خدا امام زمان (علیه السلام) است و در روز عاشورا هم وجود مقدس سید الشهدا(علیه السلام) با بعضی  این ودایع مثل عمامه رسول خدا(صلی الله علیه وآله وعلیه السلام) و…که هرکدام نماد چیزی است و مجموع آن ها هم نماد سلسه امامت است بیرون خیام آمد تا اتصال خود به سلسله رسالت را بر همگان اثبات نماید.

د: عمامه سیاه امام سجاد(علیه السلام) نماد عزا و امتداد حرکت عاشورا

در تاریخ منقول است که سادات تا قبل از واقعه عاشورا عمامه هایی به رنگهای مختلف مثل سفید زرد سبز و…به سر   می گذاشتند  وغالبا این عمامه سبز بود اما امام زین العابدین (علیه السلام) که خود در واقعه عاشورا حضور داشتند  واز نزدیک شاهد آن مصائب بودند پس از آن به نشانه عزا عمامه سیاه بر سر نهادند و این نمادی شد برای عاشورا و امتداد خط آن در غالب عزا و خون خواهی که تا امروز نیز ماندگار است .

ه :انگشتر به دست راست نمودن در زمان حضور امام(علیه السلام) و به دست چپ نمودن در زمان غیبت امام(علیه السلام)

در روایات زیادی وارد شده است از علامات مومن (یا همان شیعه ) داشتن انگشتر در دست راست است و مکروه است انگشتر داشتن به دست چپ و این قطع و قدر متیقن است اما صاحب تهذیب الاحکام در باب لباس نماز گذار می نویسد    از علامات مومن در زمان غیبت امام (علیه السلام) تختم بالیسار است  وشاید این محمول به شرایط تقیه باشد .

و : دوره عباسیان اوج نماد سازی تقابلی اهل بیت (علیهما السلام)

شاید دوره عباسیان را بتوان اوج دوره نماد سازی تقابلی اهل بیت (علیهما السلام) دانست  در این دوره عباسیان با هیبت خاصی در اجتماع حاضر می شدند جامه های سر تا سر سیاه  که به سیاه جامگان معروف بودند و سبیل های تراشیده  و     انگشتر های بزرگ به دست چپ در این زمان بود که وجود مقدس امام کاظم(علیه السلام) به شیعیان فرمودند سبی لها را نا حد شارب نتراشید  و لباس سیاه نپوشید و انگشتر به دست چپ ننمائید  گرچه این فرامین قبل از آن حضرت هم داده شده بود اما در این مقطع صورت نمادین پیدا نمود و شیعیان با این ظواهر هم دیگر را می شناختند و و به هم مراجعه می نمودند.

ز : گل سر سبد جریان نماد سازی اهل بیت(علیهما السلام) هم این روایت است

در تهذیب الاحکام در باب فضل زیارت سید الشهدا در ص ۴۲ روایتی نقل شده است که روایت را می توان گل سر سبد روایاتی دانست که اهل البیت (علیهما السلام) در آن اقدام به نماد سازی نموده اند.

وَ رُوِیَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ (علیه السلام)  أَنَّهُ قَالَ عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

روایت شده است از امام حسن عسکری(علیه السلام)  که ایشان فرموده اند علامات و نشانه های مو من پنج چیز است  خواندن ۵۱رکعت نماز در شبانه روز زیارت سید الشهدا(علیه السلام)  در روز اربعین  وداشتن انگشتر به دست راست و سجده کردن به روی خاک  وبلند خواندن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز .

همان گونه که مشاهده می فرمایید آن امام بزرگوار در این روایت پنج نماد مشخص می فرمایند که نماد اول یک نماد فعلی است تحت عنوان خواندن ۵۱ رکعت نماز در شبانه روز  نماد دوم نیز یک نماد قولی است  و نماد سوم نحوه خاصی از استفاده از یک  شیء خارجی با عنوان  تختم بالیمین و نماد چهارم ترکیبی از یک فعل وشیءخارجی است تحت عنوان تعفیر بالجبین  و نماد پنجم نیز بلند خواند بسم الله الرحمن الرحیم است که فارق بین عامه و خاصه در نماز است.

نماد ها در سیره بزرگان

الف : کشیدن سیگار توسط اصولیین برای تمایز از اخباریان

زمانی که دعوای بین اخباریین و اصولیین بالا گرفت هر دو گروه سعی می نمودند  علامت ممیزه ای برای خود قرار دهند مثلا اخباری ها در استفاده از اشیاء نو ظهور با حکم به  احتیاط دوری می جستند و اصولیین  با استفاده از بعضی چیزهای نو ظهور با حکم به برائت  اصولی بودن خود را مشخص می نمودند یکی از مسائلی که بسیار در این جریان شهرت پیدا نمود شرب تتون بود که علمای اصولی با استفاده از آن اصولی بودن خود را و علمای اخباری با عدم شرب تتون اخباری بودن خود را اعلام  می داشتند.(نویسنده شخصا از این نحوه نماد سازی اعلام برائت می نماید(

ب :عمامه نماد علما برای رجوع مردم برای مسائل دینی به آن هاست

یکی دیگر از نماد هایی که در سیره علما مشاهده می شود لباس روحانیت ومشخصا عمامه است که نماد عالمان دین بوده  و مردم با دیدن این نماد اولا دینی بودن جامعه را در می یافتند و ثانیا اطباء روحی خود را می شناختند و در مسائل روحی و دینی خود به این ها مراجعه می نمودند .

گمان می کنم که همین مقدار از شواهد برای اثبات و جود نماد سازی در سیره اهل بیت(علیهما السلام) و شریعت کفایت      می کند.

 

چگونه نماد بسازیم؟

اکنون که به اجمال مشخص گردید ما نیز مانند سایر تفکرات نیاز به نماد سازی داریم و اصلا فطرت انسان نماد سازاست جای این است که از چگونگی  نماد سازی و اصولی که باید در یک تولید نماد موفق رعایت شود بحث شود .

الف :آیا نماد ها به صورت تعیینی به وجود می آیند و یا به صورت تعیّنی ؟

برخی از متخصصان علوم انسانی  در مورد انسان تعبیر خاصی دارند و در تعریف انسان می گویند انسان حیوانی است نماد ساز حال این سوال مطرح است که این حیوان نماد ساز آیا با قرارد اد  قبلی اقدام به تولید نماد می کند  یا نه به صورت غلبه در استعمال هم نماد تولید می نماید?

جواب آن که  انسان به هر دوصورت نماد تولید می کند  هم به صورت تعیینی  وهم به صورت تعیِّنی  و اثبات این مطلب هم نیازمند برهان و دلیل نیست بلکه با نگاهی مختصر به سیر تولید بعضی از نمادها هر دو گونه را می یابیم . به عنوان مثال در نمادهایی با وضع تعیینی می توان پرچم ها را نام برد  که نماد تعیینی برای یک ملت است  ویا کعبه را که نماد تعیینی برای توحید استدر این زمره شمرد ؛ و در مورد نمادهایی که وضع تعینی دارند می توان به نماد استقامت مردم فلسطین یعنی شاخه زیتون اشاره نمود و یا از چفیه که نماد استقامت مردم ایران است نام برد .

اکنون که این موضوع مشخص شد در می یا بیم که هم با تعیین یک نماد در جامعه می شود تولید نماد نمود  و هم اگر جامعه به مسیری سوق پیدا کند خود به خود در آن مسیر تولید نماد خواهد کرد .

ب : مکونات نماد چیست ؟

زمانی که ما به فکر تولید نماد می افتیم باید به این مسئله توجه کنیم که در ماندگاری یک نماد چه مسائلی دخیل است و اصطلاحا قوام یک نماد به چیست شاید در جواب این سوال  بتوان پاسخ های متفاوتی داد اما سه اصل استقرائی در ماندگاری یک نماد حاکم است  که به آنها اشاره میکنیم.

۱) زیبایی

زیبایی یکی از اصولی است که در ماندگاری نماد دخیل است این نکته قابل ذکر است که انسان ذاتا موجودی است که چون از منشا جمال مطلق سر چشمه گرفته روح جمال خواهی و جمیل پرستی در او وجود دارد پس چیزی که او می خواهد به عنوان نماد تفکر خود استفاده کند باید از نظر او زیبا باشد ولی گاهی همان گونه که در گذشته مطرح شد فطرت انسان ها به خاطر اعمال خود آن ها و یا شرائط اطراف انسان دست خوش  تغییر می شود و تعریف زیبایی در نظر او تغییر      می کند، ولی باز با این حال این نمادی که در نظر ما کریه است در دید او با زیبایی شناسی خاص خود او زیباست پس این رکن همچنان باقی است ونماد تا زمانی که به دید افراد زیبا نباشد قوام پیدا نمی کند برای این مطلب می توان نگاهی کردبه نماد زن نمونه در غرب یعنی باربی ، که به خاطر زیبایی خود در میان جوامع مختلف جای خود را پیدا نمود اما هم زمان با تولید باربی عروسک های دیگری نیز تولید شد که مثل باربی اهداف خاصی را دنبال می نمود ولی به خاطر عدم زیبایی لازم از دور خارج شده و امروز اگر هم در مغازه ها وجود داشته باشد صرفا یک اسباب بازی است .

۲) انتقال مفهوم

یکی دیگر ازمقومات نماد ناقل مفهوم بودن است و شاید بتوان گفت اصلی ترین مقوم نماد  این رکن است نماد ها زمانی در جامعه ماندگار می شوند که در پشت پرده خود فلسفه و یا آرمان و خاص قوی ای داشته باشند به عنوان مثال نماد صلیب که نماد یک دین الهی است (گرچه تحریف شده) به این دلیل در جامعه ماندگار شده که ولو در ظاهر ولی فلسفه و پشتوانه خاصی دارد تا آنجا که گروهی از مسلمانان که ضعف علمی ،اعتقادی و یا روحی و عاطفی دارند به راحتی از این نماد استفاده می کنند و مجذوب بعضی از کلمات مسجع و یا لطیف مسیحیت می شوند.

 

۳) سازگاری با فرهنگ مردم ناحیه ای که می خواهد در آن منطقه از آن نماد استفاده شود

مردم هر ناحیه از دنیا فرهنگ خاص به خود را دارند به گونه ای که گاه این فرهنگ ها با هم کاملا متفاوت و گاه  متناقض است به گونه ای که در بعضی موارد  چیزی در جایی پسندیده و زیبا و در جایی دیگر زشت و زننده است .

کسی که می خواهد نماد تولید نماید باید به این حیثیت مهم توجه کامل کند و اگر توجه لازم را ننماید نماد تولید شده نه تنها ماندگار نمی شود بلکه طرد شده و چه بسا باعث تولید نمادهای مردم ساخته ای  در مقابل آن نماد و بر علیه آن گردد.

به عنوان نمونه زمانی که کلیسا می خواست با خشونت تمام مسیحیت را  به مردم آمریکای جنوبی تحمیل کند بلا فاصله آنتی کرست یا همان صلیب وارونه به وجود آمد .

 مثالی دیگر  همین نماد ولایت مداری که در پاکستان نقل شد یعنی حلقه به گوش کردن در پاکستان بسیار ممدوح و در ایران نا متعارف و در غرب بسیار زشت است چرا که نماد گروه های منحرف هم جنس باز است.

امروز چه نوع نمادهایی میتوان تولید نمود ؟

همان گونه که به مشاهده ثابت است تبع و سلیقه  افراد در یک جامعه حتی یک جامعه هم آرمان متفاوت می باشد. در یک چنین جامعه ای اگر بخواهیم همه را  در دایره نمادها وارد کنیم باید نماد های مختلف با موضوعات مختلف تولید نمائیم در این که در چه وادی هایی می توانیم تولید نماد کنیم  سوال مشکلی نیست که به آن می توان یک جواب کلی و چند جواب مصداقی داد جواب کلی این است که حول هر مساله مثبتی که جنبه های منفی در آن وجود ندارد میتوان نماد تولید نمود  واگر بخواهیم به صورت مصداقی مواردی را برای آن ذکر کنیم میتوانیم مواردی را مثل :

الف : نماد هایی در مود اصول اخلاقی مثل صداقت ، کمک به هم نوع ، امانت داری ، حفظ حریم خصوصی افراد،  خضوع ،و فروتنی، یاری مظلوم و…

ب : نمادهایی در مورد اصول دینی مثل توحید، معاد ،امامت ، نبوت خاتم ، مهدیت وظهور و…

ج: نماد هایی در مورد اصول اجتماعی مثل رعایت قانون و…

د: نمادهایی درمورد اصول آرمانی  و مبارزاتی مثل استقامت، جهاد، مدینه فاضله و….

ه :نمادهایی در مورد شخصیت های تارخی و ملی مثل خمینی بت شکن کبیر، حافظ ، مجاهدان جنگل  میرزا کوچک خان، مبارزان جنوب رئیس علی دلواری و…

و…

همان گونه که مشاهده فرمودید می توان نمادهای مختلفی برای تبایع مختلف و سلیقه های متفاوت تولید نمود که جاذبه های بسیار زیادی نیز می تواند داشته باشد

سخن پایانی

مجموع این بحث نشان می دهد که همان گونه که مقام معظم رهبری(حفظه الله) بارها فرموده اند باید تغییر را مدیریت نمود و با حفظ اصول و آرمان ها و برای حفظ آن ها از تمام ابزارها برای رسیدن به نقطه آرمانی استفاده نمود وهمان گونه که مشهوراست

لا ینتشر الهدی الا من حیث ینتشر به الضلاله

آخرين اخبار