شنبه ۰۷ اسفند ۱۳۹۵ ۱۱:۱۸
غذای فرنگی و تغییر فرهنگی

رنگ و لعاب جامعه که تغییر کند به مرور زمان ذائقه آدمها تغییر می کند و آرام آرام که نه! بلکه به سرعت سبک زندگیشان عوض می شود و بعد از مدتی دیگر این آدم ها آن آدم های قبلی نیستند. شاید برای خیلی‌ها باورش سخت باشد اما از چیزهائی که تمایلات جامعه را عوض […]

رنگ و لعاب جامعه که تغییر کند به مرور زمان ذائقه آدمها تغییر می کند و آرام آرام که نه! بلکه به سرعت سبک زندگیشان عوض می شود و بعد از مدتی دیگر این آدم ها آن آدم های قبلی نیستند.

شاید برای خیلی‌ها باورش سخت باشد اما از چیزهائی که تمایلات جامعه را عوض می کند زرق و برق‌ها، نامگذاری‌ها و محتواهائیست که در زیر پوشش این نام‌ها ارائه می شود و شاید سخت‌تر باور شود که این تلون و رنگارنگی و این اسم گذاری‌ها و محتوای زیرپوستش وقتی به وادی تغذیه می رسد تاثیرش بس عمیق تر می شود.

این روزها در خیابان‌های شهرهای بزرگ و کوچک که قدم بزنیم به وضوح رشد قارچ گونه رستوران ها، غذاخوری ها و فست‌فودهایی را می بینیم که نه دکورشان به فرهنگ این مرز و بوم شباهت دارد و نه اسم هایشان به گوش مردم این آبادی آشناست؛ ظواهر و اسم‌هایی که خبر خوشی را به دنبال ندارد!

اسم‌ها تابلوی فرهنگ یک کشور هستند و باید توجه داشت وقتی اسم‌ها عوض می شود نشان از یک تغییر فرهنگی است؛ تغییری که نشان می دهد ذائقه جامعه برای گرایش به یک مکان و یا یک محصول تغییر کرده است و هرچه رنگ و لعاب فرنگی تر باشد دخل پرتر می شود.

قانون گذاران در جمهوری اسلامی نیز با علم به همین مسئله در آیین نامه نام گذاری شهرها، خیابان ها، اماکن و مؤسسات عمومی به این مهم اشاره کرده می نویسند: شهرهای جمهوری اسلامی ایران در ظاهر و باطن باید نمایان گر تاریخ و جغرافیای تمدن و فرهنگ اسلامی و ایرانی باشد. یکی از مصادیق مهم این امر، اسامی خیابان‌ها، اماکن و مؤسسات عمومی در شهرها است و این اسامی در حکم شناسنامه شهرها و بیانگر ارزش های ‌اعتقادی، تاریخی، فرهنگی و ملی جامعه است.

به همین دلیل در آئین نامه تاکید شده است که تمامی نام ها باید با روح اسلام و ایران سازگاری داشته باشد و استفاده از نام های اجنبی و منتسب به فرهنگ بیگانه ممنوع می باشد.

کار به نام گذاری و تغییر دکوراسیون ختم نمی شود و مسئله اساسی بعدی محتوائی است که در اماکنی با این نام ها ارائه می شود؛ یقینا در رستوران های زنجیره ای اروپایی و فست فودهای مدرن آبگوشت بزباش و یا قورمه سبزی ایرانی سلف نمی شود و انواع فست فودها و غذاها با نام های مختلف و مواد اولیه متفاوت طبخ و به مشتری عرضه می گردد و این جزئی از فرآیند تغییر فرهنگ است؛

حس کاذب مدرن شدن و تصور پا گذاشتن در دوره پسامدرن آن هم فقط با خوردن چند برش پیتزا، چند لقمه پاستا و یا چند روز نشستن در یک کافی شاپ و در ادامه ملتزم شدن به لوازم دنیای جدید از عوارض این تغییر ذائقه است ، شاید همین تاثیرات عمیق غذا بر روح و فکر انسان ها باعث شده است تا قرآن کریم دستور دقت در غذا را صادر فرموده و بفرماید: فلینظر الانسان الی طعامه(عبس/۲۴)
شایسته است که انسان در غذای خود دقت کند.

گذشتگان ما با دقت بیشتری به این موضوع دقت می کردند و از بزرگی شنیدم در گذشته هرچه که نام فرنگی می گرفت مثل گوجه فرنگی مورد تنفر مؤمنین بود و به هر آنچه از بلده کفر می آمد به دیده شک نگاه می کردند شاید منور العقول های آن روز این را به حساب تقدس مآبی عالمان و متدینین میگذاشتند اما واقعیت امروز نشان می دهد که اگر آن وسواس ها ادامه پیدا می کرد و در جزئیات دقت می شد امروز در کلیات مشکل نداشتیم.

از نامگذاری، دکوراسیون و محتوائی که در این رستوران ها عرضه می شود و آثار آن که بگذریم، فرهنگی که رستوران گردی و روی آوردن به این اماکن به دنبال دارد عوارض گسترده ای دارد که یکی از آن عوارض به هم ریختن فضای عاطفی و از هم گسستگی خانوادگی است؛ در فرهنگ اسلامی اعضای خانواده در طول روز مشغول به کار و فعالیت هستند و در مواقع مشخص و نسبتا کوتاهی فرصت همنشینی و هم صحبتی دارند که بهترین آن در اوقات غذا است؛ در فرهنگ کهن ما رسم بود که صبر می کردند تا همه اعضای خانواده جمع شوند و با هم از غذا سالم، ساده و مطبوعی بخورند که حاصل زحمات یک روز مادر خانواده است و از این همنشینی روح تازه ای گرفته تا بقیه روز را به تلاش و کار بپردازند؛ اما آورده فرهنگی این غذا خوری های ملون این است در اوقات غذا، افراد خانواده را باید در رستوران ها و فست فودی های حاشیه خیابان ها پیدا کنی و دیگر خبری از آن همه صفا و صمیمیت نیست.

مدرنیته نسخه ایست که برای ما پیچیده اند تا آداب و رسوم و ارزش های ما را در زیر حس کاذب ترقی مدفون کنند و اگر حاصل مدرنیسم این است؛

لطفا بیخیال ما شوید!!

آخرين اخبار