چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ ۱۵:۵۹
شیطان پرستی مکتب تاریکی ها

بسم الله الرحمن الرحیم انسان در نگاه به دور و نزدیک خود گاه با پدیده هایی برخورد میکند که درنگاه  اول باور وجود اینچنین پدیده ای به نظر او دشوار می آید. اما زمانی که با دقت نگاه میکند در کمال ناباوری به این یقین میرسد که چنین جریان وپدیده ای واقعا وجود دارد . […]

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان در نگاه به دور و نزدیک خود گاه با پدیده هایی برخورد میکند که درنگاه  اول باور وجود اینچنین پدیده ای به نظر او دشوار می آید. اما زمانی که با دقت نگاه میکند در کمال ناباوری به این یقین میرسد که چنین جریان وپدیده ای واقعا وجود دارد .

یکی از این پدیده ها مکاتب بی حد و حصری  است که در طول تاریخ بنا به دلایل مختلفی به وجود آمده است و سیر فزاینده آن روز به روز رو به گسترش است و هرچه انسان به سمت تمدن پیش میرود صورت این مکاتب سیر قهقرایی بیشتری به خود میگیرند.زمانی انسان برای ارضای حس کرنش وپرستشی که در وجود خود داشت به خضوع در مقابل اشیاء نورانی مثل آتش وخورشید و ماه و ستاره روی آورد اما با همان سیر عقب گرد خود پس از مدتی پیشانی به پرستش بتهای بیجانی نهاد که نه تنها به انسان سودی نمیرساندند بلکه نیازمند مراقبت و نگهداری انسان بودند، این سیر ادامه داشت تا بشر به خیال خود از دایره توحش پای به دامنه تمدن نهاد. اما عجب آنکه بشر متمدن هر چه بیشتر در مظاهر تمدن خود ساخته فرو میرفت بیشتر از حقیقت خود دور می شد .تا آنجا که از پرستشگر نور به منادی  ظلمت مبدل گردید .

نگاشته حاضر در صدد برسی مکتب سیاهیست است که پستی آن به حدی رسیده است  که بشر هیچگاه فکر نمیکرد به این درکه از دنائت و پستی برسد. نحله ای که  متاسفانه امروز بنا به دلایلی در ایران اسلامی نیز طرفدارانی پیدا نموده است. تفکری که رسما مروج ظلمت و سیاهی است ؛ مکتب تاریکی یعنی شیطان پرستی.

تاریخچه شیطان پرستی :

شیطان پرستی و یا همان سیطنیسم را میتوان به دو دوره کهن و نوین تقسیم کرد که بحث پیرامون هر کدام از این دوره ها خود فرصتی کافی میطلبد تا در مورد آن بحث شود اما هر کدام را به اختصار و در حد حوصله این وجیزه به رشته تحریر در می آوریم .

شیطان پرستی کهن :

در مورد شیطان پرستی و ریشه های اصلی آن اطلاعات دقیقی در دست نیست و فقط همین مقدار میتوان بیان کرد که شیطان پرستی به شیوه کهن به هزاران سال قبل بر میگردد. گروهی مهد پیدایش شیطان پرستی را بابل و و مصر میدانند ، آنها میگویند اقوامی در این مناطق زندگی میکردند که قائل بودند نیروی اهریمنی روزی بر قدرت یزدانی غلبه میکند و جهان را در سلطه خود خواهد گرفت و بالاخره در جنگ بین خدا و شیطان آنکه نابود شدنیست خداست. آنها میگفتند شیطان با چشم خود که در بالای یکی از اهرام مصر قرار دارد به دنیا نظاره میکند و با قدرت خود پیروانش را یاری میرساند .

گروهی دیگر مهد شیطان پرستی کهن را امریکای جنوبی میدانند و معتقدند شیطان برای اولین بار در این نقطه از کره خاکی پرستیده شد و  سپس به نقاط دیگر جهان سرایت کرد  اما آنچه نظریه اول را تائیید میکند کوچ این طایفه به مناطق شمالی عراق و سپس بخشهای غربی ایران است که هنوز هم در مناطق شمالی عراق و غربی ایران این گروه در حال زندگی میباشند .

از لحاظ اصول اعتقادی  شیطان پرستی کهن به اندازه شیطان پرستی نوین تئوریزه نشده بود و فقط دو اصل اساسی داشتند که اصول دو گانه  آنها عبارت بود از  “پرستش بی قید و بند شیطان” و “تن دادن به هر پلیدی برای نزدیک شدن هر چه بیشتر به شیطان” ؛ و بر مبنای همین اصل از هر خوبی حتی تمیزی هم دوری میجستند و همین امر با عث شیوع بیماری ها و کوتاهی عمر در بین این طایفه میگردید .

شیطان پرستی نوین :

بعد از افول چند صد ساله شیطان پرستی کهن ، در قرن ۱۴ میلادی  شیطان پرستی نوین در اروپا توسط گروه های کنت گرایی که اجداد آنها به زور مسیحی شده بودند  پایه گذاری شد. این نوع از شیطان پرستی که به جادوگری شباهت زیادی داشت توانست در اروپا و امریکای جنوبی طرفداران بسیار زیادی پیدا نماید تا آنجا که نگاشته ها حاکی از آن است که اجتماعات بسیار بزرگی از شیطان پرستان و جادو گران در نقاط مختلف اروپا تشکیل میشد و حتی در بعضی از این اجتماعات مثل شنبه بازار جادوگران در کنار کوه آلپ  بیست و پنج هزار جادوگر وشیطان پرست جمع میشدند .

شیطان پرستی  نوین در قرن ۱۹ میلادی مورد توجه گروه های فرماسونر قرار گرفت  و در همان تاریخ “سرفرانسیس داشود” به همراه گروهی از اشراف انگلستان که عضو یک گروه فراماسونری بودند ، گروهی شیطان پرست را به نام باشگاه آتش جهنم تاسیس کردند بدین صورت شهر لندن در قرن ۱۹ پایتخت شیطان پرستی نوین جهان شد .

دهه ۱۹۶۰ سر آغاز فصلی جدید برای شیطان پرستان بود. آنها که تا آن زمان مجبور بودند عقاید خود را تا حدودی مخفی نگه دارند و توسط هیچ قدرتی در دنیا به صورت رسمی حمایت نمیشدند ، مورد حمایت مادی و معنوی  سرمایه داران یهود قرار گرفتند . صهیونیزم  که با اغراض صهیونیستی و ضد بشری شروع به حمایت گسترده از این تفکر غیر انسانی نموده بود از هیچ کمکی در راستای نشر تفکر تاریکی دریغ نکرد و این آغاز جهشی موثر برای گسترش شیطان پرستی به شمار میرفت که منجر به گسترش آن در تمام دنیا گردید .

تفاوت شیطان پرستی کهن و نوین :

شیطان پرستی کهن اعتقادی شبه فلسفی بود که منشا آن خطای در پیدا کردن قدرت حقیقی در عالم بود. شیطان پرستان کهن انسانهایی بودند که به خاطر دوری از مضامین وحیانی و عدم دسترسی به حقایق عالم به دام دشمن قسم خورده خود افتاده بودند و مسیر پرستش او را پیش گرفته بودند تا شاید از این رهگذر از گوشه ای از قدرت او بهره مند شوند ؛غافل از اینکه قدرت مطلق در عالم قدرتی است الهی و ربانی که هیچ قدرتی را یارای مقابله با او نیست و اگر شیطان کوتاه زمان دنیا را فرصت اظلال دارد از آنجاست که عامل امتحان و غربال بندگان مخلص از ناخالصان است .

اما شیطان پرستی نوین گرچه شاید در ابتدا در قرن چهاردهم با همین رویکرد آغاز به کار نمود اما بعد از گذشت زمانی در قرن ۱۹ تبدیل شد به ابزاری در دست صاحبان سرمایه در جهان که همان تفکر یهودی صهیونیزم بودند. همانهایی که امروز نیز حامیان اصلی تفکر سیطنیسم میباشند .

تئوریزه نمودن شیطان پرستی نوین :

در ۱۹۶۰ که شیطان پرستی به شدت مورد حمایت سرمایه داران صهیونیست قرار گرفت گروه های شیطان پرستی زیادی تشکیل شد. اما شاید مهمترین آنها گروهی بود که آنتوان شزاندر لاوِی نویسنده، شاعر و فیلمساز در شهر سانفرانسیسکو با نام کلیسای شیطان تشکیل داد .لاوی که شخصیت قدرتمندی در مدیریت افکار اطرافیان خود داشت با تشکیل کلیسای شیطان و نوشتن انجیل شیطانی بزرگ ترین خدمت را به تفکر شیطان پرستی نوین نمود. او در اولین اقدام خود با ساخت کلیسای شیطان یک معبد و مرکز تجمع مستقل برای شیطان پرستان درست کرد.کلیسای شیطان مکانی بود که شیطان پرستان برای اعمال مذهبی خود مثل قربانی کردن ، جشن خون و ..به آن مکان میرفتند . لاوی تلاش کرده بود که مبانی تفکری خود را در ساختار این کلیسا به کار ببرد او با شخم زدن یک قبرستان متروکه مقدار زیادی استخوان انسان جمع آوری کرد که در تزئین کلیسای شیطان و ساخت تالار جمجمه از آنها استفاده نمود. البته گروهی معتقدند لاوی احیا گر کلیسای شیطان بوده است و این کلیسا قبل از او هم وجود داشته اما آنچه مسلم است کلیسای فعلی به دست لاوی ساخته شده و به واسطه او در میان شیطان پرستان جایگاه ویژه ای پیدا نموده است . وی در دومین اقدام موثر خود در راه گسترش شیطان پرستی با نوشتن کتاب انجیل شیطانی این مکتب را به گونه ای تئوریزه نمود که انسانهای جاهل در برخورد اولیه با جملات و شعارها ی انجیل شیطانی  تفکر او را بپذیرد. این کتاب از لحاظ زبان نگارش مشتمل بر کلمات عبری ، یونانی و انگلیسی است و از لحاظ محتوا شامل اسامی شیطان و دعوت از او برای قدرت دادن به شیطان پرستان است . بسیاری  از دعاهای این کتاب بر خلاف دعاهای مسیحیت و انجیل است و همچنین بسیاری از شعارها آن برای قدر نهادن به عظمت و قدرت شیطان به عنوان قدرت مطلق جهان است.

عقاید شیطان پرستان:

نکاتی زیادی را میتوان به عنوان ارکان اعتقادی شیطان پرستان بیان کرد از نکاتی که با مشاهده کلیت شیطان پرستی برداشته میشود تا قوانین نه گانه ای که لاوی مینویسد.(۱)

اما آنچه با نگرش به تمام زوایای این مکتب به دست می آید این است که رکن اعتقادی این تفکر چیزی جز اصالت لذت نیست و تمام چیزهایی که به عنوان اعتقاد مطرح میشود همه در راستای همین رکن است به عنوان مثال اگر ساختار شکنی به عنوان یک رکن در سیطنیسم مطرح میشود بازگشت آن به اینست که هر ساختاری محدودیتهای خاص خود را ایجاد میکند و به صورت ناخود آگاه ورود در هر ساختاری جلوی بعضی از لذت جویی ها، از جمله لذت هایی که آسیب به دیگران میرساند را میگیرد اما شیطان پرست حتی این مقدار از محدودیت را در مقابل لذت جویی خود تحمل نکرده و شعار ساختار شکنی را سر میدهد و یا طرح شعار آنتی کرست(ضدیت با مسیح) به این دلیل است  که مذهب از هر نوع و سنخی که  باشد محدودیت ایجاد میکند و انسان را در چهار چوب خاصی قرار میدهد که تخطی از آن چهار چوب در واقع تخطی از مذهب و ارتداد از آن به حساب می آید  پس مذهب چون مانع کامرانی شیطان پرست است  شعار آنتی کرست را برای آن میسازد که این شعار در حقیقت آنتی مذهب است و به خاطر تقابل عمده بین مسیحیت و شیطان پرستان به صورت آنتی کرست ظهور و بروز پیدا نموده است.

ابزار ترویج شیطان پرستی

نمادها :

نماد در واقع شیئی است که به صورت رمز آلود حامل یک عقیده و یا فلسفه باشد و معمولا تمام مکاتب و نحله های فکری برای خود نماد یا نمادهایی را میسازند به عنوان مثال مسیحیت صلیب دارد و یهودیت ستاره داوود  تا همانگونه که در مقاله مستقلی که در باب نمادها نگاشته شده از امکانی که نمادها در راستای تبلیغ یک تفکر دارند نهایت بهره را ببرند ؛ اما در این میانه شاید به جرات بتوان سیطنیسم را مکتب نمادها خواند و این به آن علت است که شیطان پرستی بقای خود را  با نمادها گره زده است. زمانی که به بزرگترین مکاتب و ادیان جهان مینگریم  در هیچ کدام از آنها به اندازه شیطان پرستی نماد نخواهیم یافت. بعضی معتقدند اگر نماد ها را از شیطان پرستی جدا کنیم هیچ ابزاری برای تبلیغ مکتب تاریکی باقی نخواهد ماند.

 از جمله نمادهایی که شیطان پرستها از آن استفاده میکنند میتوان به صلیب وارونه (نماد مخالفت با مسیحیت)بز مندس (نماد کشتن مسیح به فجیع ترین وضع) طبر وارونه (نشانه مخالفت با عدالت)آنارشی (نماد ساختار شکنی) چرخ خورشید وصلیب شکسته و ستاره پنج پر و ۶۶۶ و بسیاری نماد های دیگر نام برد که همه و همه در راستای ترویج مکتب تاریکی ساخته شده اند و متاسفانه امروزه نیز این نماد ها در قالب های مختلف در پوشش بعضی از جوانهای کشورمان دیده میشود.(برای توضیحات بیشتر در مورد این مساله به مقاله نمادها و اثرات اجتماعی آن منتشر شده در شماره های قبلی همین نشریه  مراجعه بفرمائید)

فیلمها :

زمانی که در مقام شمارش ابزارهای انتقال مفاهیم بر می آئیم تصاویر متحرک و یا همان فیلم در شمار قدرتمند ترین ابزارهای انتقال مفاهیم شمرده میشود قدرت فیلم به حدی است که میتواند هر تفکر بی ارزشی را در  دنیا به عنوان یک تفکر مطرح و پر ارزش القا کند و بعد از نهادینه کردن آن اعتقادات و قوانین و آرمانها آن را ترویج نماید.

صهیونیزم که از ابتدا اهمیت این وسیله قدرتمند را دریافته بود با تشکیل کمپانی های بزرگ فیلم سازی به ویژه هالیوود تمام تلاش خود را در استفاده هر چه تمام تر از این ابزار قدرتمند به کار گرفت و از همین رهگذر هزاران فیلم را به پرده سینماها رسانید.

یکی از جریانهایی که به شدت مورد عطوفت هالیوود قرار گرفت جریان شیطان پرستیست. هالیوود برای ترویج این تفکر فیلمهایی را ساخت که اکثر آنها یا به صورت مستقیم توسط فیلمسازان یهودی صهیونیست ساخته شده و یا با حمایت مادی و معنوی این جریان به روی پرده نمایش رفته است.

رومن پلانسکی فیلمساز فرانسوی لهستانی تبار یکی ازکسانیست که در این عرصه فعالیت زیادی نموده است وی ابتدائا با ساخت فیلم بچه رزماری تولد شیطان را  به صورت رسمی اعلام کرد، تولدی که همه از آن خوشحال اند و او را فرزند قدرت مطلق جهان می‌دانند وهمه مجبورند خود را تسلیم آن کنند و بعد از آن در فیلم دروازه نهم که جزء فیلمهای برتر ساخته شده برای ترویج تفکر شیطان پرستیست در پی القاء این نکته است که همه افراد جامعه حتی فرهیختگانی چون اساتید دانشگاه در پی سپردن روح خود به شیطان هستند تا از این رهگذر از قدرت شیطانی استفاده نموده و خود را در رتبه ای بالا تر از دیگران قرار دهند.

یکی دیگر از فیلمهایی که توسط فیلمسازان هالیوودی ساخته شده است فیلم چشم شیطان است  این فیلم در قدرت القاء به حدی قوی بود که بعد از پخش اول در تاریخ ۶/۶/۱۹۷۶ توانست اثری بگذارد که در زمان تکرار آن در تاریخ  ۶/۶/۲۰۰۶ بسیاری از مردم از خانه بیرون نیامدند تا پر شیطان به آنها نگیرد و بسیاری نیز  کارهای مهم خود را نظیر عروسی و خرید و فروش های مهم را  به این روز انداخته بودند تا از نیروی شیطان بهره‌مند شوند.(۲)

چرا فیلم ؟؟
تکنیک های فنی بسیار بالا و جذابیتهای مختلفی اعم از فیلمنامه ، بازیگران و حتی سکس و عریانی باعث آن گردیده است که این فیلمها  مخاطبان بسیار بالایی در بین جوانان نقاط مختلف دنیا پیدا کنند و از این طریق به بمباران اعتقادی این مخاطبان بپردازند تا آنجا که امروزه در بین اقشار تحصیلکرده همچون دانشجویان پیراوانی برای شیطان بپرورند و حتی در قلب جهان اسلام نیز تشکلهایی با آرمانهای مختلف سیطنیسم درست کنند .

موسیقیها :

موسیقی  بعد از فیلم و سینما یکی از قدرتمند ترین ابزاریست که بشر برای تحریک عواطف خود و دیگران از آن استفاده کرده است وبه خاطر همین قدرت است که نحله های مختلفی که انحراف فکری دارند غالبا از این ابزار در راه ترویج افکار خود استفاده نموده اند و هر کدام سازی را به عنوان ساز رسمی و سازمانی خود برگزیده اند به عنوان مثال فرقه صوفیه یکی از فرقی است که موسیقی را از ارکان خود میداند و به همین خاطر تنبور را به عنوان ساز سازمانی خود انتخاب نموده است.

شیطان پرستان هم که برای بقا و گسترش خود  با تمام توان به میدان مبارزه آمده اند از این ابزار قدرتمند نیز غافل نشده اند و با تشکیل گروه های مختلف نوازندگی و ساخت سبکهای مختلف موسیقی و انتخاب گیتار به عنوان ساز سازمانی خود کوشیدند تا از موسیقی در کنار دیگر ابزار ترویج استفاده.

این قسمت از دو جهت قابل بررسی است اول از جهت افراد موثر در آن و دوم از جهت سبکهای تولید شده در راستای این جریان.

برای آشنایان با موسیقی های درام نام “لارس ریچ” نام آشناییست وی همان کسی است که در سال ۱۹۸۱ با انشار فراخوانی اقدام به تشکیل یک گروه هوی متال نمود و بعد از آن با پیگیری علاقه مندان خود پیشنهاد هایی را در زمینه متالیکا قبول و اجرا نمود. وی را میتوان از افراد موثر در رشد موسیقی های شیطانی دانست . البته افراد زیادی هستند که در این عرصه موثر بوده اند که به خاطر کوتاهی مجال از ذکر نام آنها میگذریم .

سبکهای موسیقی :

موسیقی های شیطانی سبکهای مختلفی دارد اما شاید متالیکا و بلک متال مهم ترین سبکهای موسیقی در خدمت سیطنیسم باشند .

متالیکا یا همان موسیقی تاریکی موسیقی است که هیچ واژه ارزشی در آن یافت نمیشود دعوت به تاریکی و شعار های ضد اخلاقی ،فحاشی ،خشونت و اعمال کثیفی چون خوردن خون و ادرار و مدفوع در کنسرتها  وحمایت از همجنس بازی از جمله  ضد ارزشهاییست که بر فضای متالیکا حاکم است این گروه  در حمایت از هم جنس بازی وقاحت به حدی رساندند که در سالروز مرگ کوئین هم جنس باز مشهور امریکا آلبوم خود را به یاد او منتشر کردند تا همه از این اعتقاد سخیف آنها مطلع شوند .

بلک متال نیز چیزی شبیه متالیکا از حیث آرمانیست و تنها تفاوت آنها در سبک نواختن و استفاده از آلات مختلف موسیقی ست و حتی بلک متال به خاطر آنکه بعد از متالیکا ظهور کرد به مراتب ضد ارزشی تر از متالیکاست.

آنچه جالب وقابل  توجه میباشد این است که در موسیقی های شیطانی هیچ اثری از لطافت حاکم بر موسیقی های دیگر یافت نمیشود و این موسیقی بیشتر بر روی سازهای خشن وفریادهای ناموزون تکیه دارد .

چرا موسیقی ؟

حال این سوال مطرح است که چرا شیطان پرستان از موسیقی برای ترویج افکار خود استفاده مینمایند در پاسخ آن جواب های متعددی میشود داد اما آنچیزهایی که مهمتر از همه مینماید این موارد است:

۱ موسیقی هایی چون متالیکا و بلک متال یکی از پر حاشیه ترین موسیقی هاست تا آنجا که روابط آزاد دختر و پسر و اعمال خلاف عفتی که با بهره گیری از روح این نوع موسیقی ها در حاشیه این کنسرتها صورت میگیرد از جذابیت بالایی برخوردار است تا آنجا که به عنوان یک جاذبه قوی میتوان از آن یاد کرد .
۲ امروزه در هر خانه و یا مغازه ای و یا حتی در جیب افراد ابزار تکثیر و انتقال این نوع موسیقی وجود دارد و این راحتی در تکثیر و آسان در دسترس بودن یکی دیگر از دلایلیست که شیطان پرستان به موسیقی روی آوردند .
۳ قدرت نفوذ بالای موسیقی شاید دلیل سومی باشد که شیطان پرستها را در استفاده از موسیقی مصمم نموده است امروزه در خانه ماشین های شخصی و عمومی محل کار موبایلها و حتی اسباب بازی بچه ها از این نوع موسیقی استفاده میشود پس این وسیله با نفوذ حامل خوبی برای یک اعتقاد مخرب است و شیطان پرستها از این حامل به خوبی استفاده نمودند .

شخصیت سازی ها :

زمانی که یک شخصیت ظهور پیدا میکند در بسیاری از موارد هیچکس فکر نمیکند که این شخصیت تا چه حد تاثیر گذار باشد و شاید آنچه که به فکر هیچ کس نمیرسد تبدیل شدن او به یک اسطوره و یا بالاتر آن  یعنی یک خدا برای گروهی که حقیقت خدا را درک نکرده اند باشد .

یکی از اصلی ترین راه هایی که شیطان پرستها برای کشاندن افراد به دنبال خود پیش گرفته اند شخصیت سازیهایی است که گاه تا یک یادو دهه و یا حتی بیشتر به عنوان شخصیت اسطوره ای این تفکر در بین جوامع جوان مطرح باشد لازم به ذکر است که غالب این افراد در قالب خواننده ها و نوازنده های سبک های موسیقی شیطانی ظهور پیدا میکنند . بعضی از این شخصیت ها گاه بیش از این ها روی بورس باقی میمانند تا آنجا که تبدیل به یک شخصیت جاودانه در تفکر شیطان پرستی میگردند .

یکی از این شخصیتها آنتوان شزاندر لاوِی همان  نویسنده کتاب انجیل شیطانی و سازنده کلیسای شیطان است که پیشتر از آن یاد شد لاوی که یک نویسنده و شاعر و فیلمساز توانا بود توانست با خدمات فراوان خود به مکتب تاریکی به عنوان اسطوره شیطان پرستی نوین ماندگار شود .او قدرت خارق العاده ای در مدیریت افکار اطرافیان خود داشت و با همین قدرت توانست تفکر تقدس خود را در اذهان اطرافیان خود بکارد و با پرورش آن خود را به عنوان خدای ماندگار شیطان پرستها مطرح کند .

یکی دیگر از این اسطوره ها مرلین منسون است . او بر عکس آنچه تصور میشود در شهر کانتون یعنی شهری که کودکیش را در آن گذرانده است در یک مدرسه مذهبی تحت تعالیم مسیحیت قرار داشته است اما خروجی آن مدرسه چیزی جز یک شخصیت بی بندبار که از هیچ رذالتی در دوران زندگی خود کوتاه نیامده نبوده است . منسون در ادامه زندگی سیاه خود به فلوریدا رفت و به شعر و ادبیات و نوشتن مشغول شد اما دیری نپائید که از ادامه این راه منصرف شد وتصمیم گرفت عقده های دوران کودکی خود را به نحوی دیگر جبران کند .

مرلین منسون یا همان  برایان هاگ وارنر  که نام خود را همیشه مخفی نگه میداشت نام مستعار خود را از ترکیب نام مرلین مونرو که یک بازیگر زن معروف است و چالز منسون که یک قاتل حرفه ای دهه ۷۰ میلادیست گرفته بود وی در ۱۹۹۰ اولین گروه خوانندگی و نوازندگی خود را تشکیل داد و به عنوان یک خواننده راک ظهور کرد دیری نپائید که این خواننده نو ظهور که اشعار و کنسرتهایش بوی حیوانیت میداد تبدیل به یک ستاره در موسیقی های شیطانی شد تا آنجا که بعد از مدتی ادعا نمود که او شیطان بزرگ است و خود را خدای پیروانش معرفی کرد .

منسون اکنون در شهر لس آنجلس سکونت دارد و کنسرتهای او با جمعیتی انبوه از علاقه مندانش تشکیل میشود .

سومین شخصیتی که جای دارد به عنوان یک اسطوره  شیطانی از او یاد کنیم  بارزام است او شخصیتی است که به شدت گرایشات ضد مسیحیت دارد و در سالهای گذشته دو کلیسا را به آتش کشیده است  او که یک خشونت مجسم است با این حرکات خشن خود توانست در دنیا طرفداران زیادی برای خود جمع کند اما دیری نپائید که دستگاه امنیتی ایالات متحده امریکا به خاطر اعمال ضد امنیتی بارزام او را دستگیر نمود و پس از محاکمه به ۱۰ سال زندان محکوم کردند که بنا به اخبار، وی هم اکنون در یکی از زندانهای ایالات متحده امریکا نگهداری میشود .

این سیر شخصیت سازی همچنان ادامه دارد و هر روز شخصیتی جدید در نقطه ای ظهور میکند  وبعد از مدتی فعالیت افول نموده و و به تدریج از اذهان پاک میشود .

قابل توجه است که این شخصیت ها در سیر خاصی ظهور و بروز پیدا میکنند که این سیر منظم نشانگر برنامه ریزی و مدیریت این شخصیت سازی ها در یک مرکز مدیریتی واحد است .نکته قابل توجه دیگر اینکه این شخصیت ها در سال مدتی را ناپدید میشوند و بعد از بازگشت میگویند که  این مدت را پیش شیطان بوده اند و دستورات و تعالیم جدید را از او گرفته اند البته آنها دروغ نمیگویند آنها در این مدت تحت تعلیم شیطانهایی بودند که در مراکز صهیونیستی به آنها دستورات جدید را میدادند.

چرا شیطان پرست میشوند ؟

مجذوبین به مکاتب انحرافی در رکن اساسی علت جذب به این گونه مکاتب با هم مشترکند  مجذوبین به بدنه این مکاتب  در ابتدا شخصیتهایی هستند که تقاضای کرنش در مقابل چیزی برتر را دارند اما چون  از مسیر صحیح نمیروند و منبع حقیقی قدرت و کمال را در عالم پیدا نمیکنند گاه در مقابل بت ،گاه در مقابل آتش ، گاه در مقابل خورشید و گاه در مقابل  شیطان کرنش میکند. حال این انحراف از پیدا کردن منبع حقیقت میتواند علل مختلفی داشته باشد که به بعضی از آنها اشاره میکنیم .

الف : تولد و رشد در یک بستر منحرف :

خانواده اصلی ترین و اصیل ترین نهاد تربیتی در دنیاست در این نهاد مهم است که فرد رشد پیدا میکند و معمولا اعتقاد خود را نسبت به تمام عالم از آن بستر مگیرد. در خانواده ای که اعتقاد به ذات پاک ربوبی ریشه ای مستحکم داشته باشد فرزندان نیز به سمت آن منبع نورانی میل پیدا میکنند اما خانواده ای که پرستشگر مکاتب تاریک باشند فرزندانی که در آن رشد پیدا میکنند به سمت تاریکی تمایل دارند. البته این به معنای بسته بودن راه سعادت نیست چرا که تاریخ نمونه هایی از فرزندان پاکان را چون نوح به ما نشان میدهد که با آنکه در بستری موحد به دنیا آمدند روی به شرک آوردند و از طرفی هم کسانی چون محمدبن ابی بکر زنده هایی بودند که از مردگان متولد شدند .

ب : اجتماع :

یکی از عوامل انحراف عوامل اجتماعیست . مجالست با افراد چنان در روحیه انسان تاثیر میگذارد که میتواند فرزند پیامبری را در زمره مشرکان در بیاورد  و به همین علت است که در فرامین الهی به مجالست با علماء و متدینین اهل بصیرت تاکید شده و از مجالست با دون مایگان و اهل گناه نهی شده است .

این عامل یکی از مهمترین عوامل انحراف اعتقادی جوانان و از مؤثر ترین علل گرایش آنها به مکاتب انحرافی علی الخصوص شیطان پرستی است در جامعه ای که عموم آن در خانواده های مسلمان به دنیا آمده اند و رشد کرده اند چه چیزی قوی تر از همنشین میتواند جوان را از وادی نور به وادی تاریکی بکشاند ؟

ج : عدم ایجاد زمینه برای احساس معنویت:

یکی دیگر از عوامل گریز از خدا پرستی به شیطان پرستی عدم درک لذت خداپرستی است متاسفانه امروزه کم شدن ارتباط بزرگان دینی  با بدنه نسل جوان و همچنین در دسترس نبودن شخصیتهای  اخلاقی و معرفتی برای جوانان باعث گردیده است که آنان راهی برای درک لذت خداپرستی پیدا نکنند و پس از دست و پا زدن برای نجات از تحیر در مرداب مکاتب باطلی مثل سیطنیسم غرق شوند . در مصاحبه ای که یکی از سایتهای اینترنتی با یکی از شیطان پرستان کرده بود خواندم که جوان شیطان پرستی در مورد علت گرایشش به شیطان پرستی گفته بود: من نمی توانم خدا را در کنار خودم احساس کنم. پس به همین خاطر به سمت گروه های شیطان پرستی رفتم.

البته عوامل دیگری مثل عدم هشدارهای لازم در مورد جریانهای فکری باطل مثل سیطنیسم و… را میتوان نام برد که  به خاطر اختصار کلام از ذکر آنها خود داری میکنیم و تحقیق در مورد آن را به خواننده محقق واگذار مینمائیم .

لازم به ذکر است این مطلب در مورد مجذوبین به بدنه شیطان پرستی است اما اشخاص و یا جریانهایی که در راس سیطنیسم قرار گرفته اند قطعا و بدون تردید در خدمت جریانهای صهیونیستی هستند و انگیزه ای جز خدمت به این تفکر ضد بشری ندارند .

کلام آخر :

زمانی که به قرآن مراجعه میکنیم به وضوح نهی الهی از عبودیت و بندگی شیطان را میبینیم  قرآن کریم در آیه ۶۰ سوره مبارکه یس خطاب به فرزندان آدم  چنین میفرماید: (أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ ) اى فرزندان آدم، آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید زیرا دشمن آشکار شماست؟

از آنجا که قرآن معجزه ای جاوید برای همه اعصار و قرون است به خوبی میتوان دریافت که این آیه در صدد پیش بینی این است که  بشر در سیر قهقرایی خود پا را  از پرستش غیر مستقیم شیطان که همان پرستش بتها و دلبستن به نفسانیت باشد فراتر خواهد گذاشت و زمانی به پرستش مستقیم شیطان رو خواهد آورد و این همان روزیست که بشر خلیفة الله به مقام (أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل‏) میرسد .

والسلام

……………………………………………………………………………………………………………………………..

(۱)   لاوی ارکان نه گانه ای را نوشت که بعدها  به قوانین نه گانه لاوی مشهور شد

(۲)  سایت موعود به نقل از حجه الاسلام مظاهری سیف

نظرات
  1. پرنیان
    ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳

    واقعانمیدونم چه راه چاره ای هست؟

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

    • pelake12
      ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳

      چاره اش را قرآن فرموده
      ان تقوموا لله مثنی و فرادا
      یعنی حالا که دیگران اقدام نمیکنند شما قیام کنید دو نفر دو نفر و یا حتی تنها

      Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  2. پرنیان
    ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳

    چه طوری قیام کنیم؟منظورتون ازقیام چیه؟

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

    • pelake12
      ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

      منظور کاملا واضحه یعنی هرکسی هرکاری در دفع فعالیتهای دشمن و پیشبرد اهداف اسلام میتواند بکند کوتاهی ننماید حتی اگر به اندازه رساندن یک لیوان آب به سخنران جلسه باشد حتی به اندازه جفت کردن کفشهای دم در یک جلسه اخلاقی یا اعتقادی باشد به یاد دارم بزرگی میفرمود کارهای مثل آجرهایی هستند که بالاخره یک ساختمان میسازند اگر میتوانیم ستون ساختمان باشیم اگر نمیتوانیم لا اقل به اندازه یک آجر باشیم

      Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  3. پرنیان
    ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

    ممنون بات توضیحاتتون.چادرپوشیدن هم میتونه یه نوع قیام باشه؟

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

    • pelake12
      ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

      سلام پوشیدن چادر از مصداق های اصلی قیام است . برژینسکی گفته بود اگر بخواهید جامعه ایران را نابود کنید ابتدا چادر را از سر زنان آنها بردارید . شما با حجاب فردی و نیز با تلاش عاقلانه در راستای ترویج حجاب میتوانید به یک مجاهد در راه خدا تبدیل شوید
      لطفا آدرس وبلاگ خودتون را درج بفرمائید

      Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  4. پرنیان
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

    http://lovegod313.blogfa.com.آدرس وبم.. قبلاتشریف اوردید بازم تشریف بیاورید

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  5. پرنیان
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

    http://lovegod313.blogfa.com

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

آخرين اخبار