چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۳ ۱۸:۰۱
سیر تکاملی دیپلماسی انقلاب/ از دیپلماسی سیاسی تا دیپلماسی فطرت

  پایگاه تحلیلی خبری البرزبان / عبد الصالح شمس اللهی/ تاریخ سیاسی انقلاب پر است از فراز و نشیب‌هایی که با دست به دست شدن دولت‌ها رنگ و بو‌های متفاوتی گرفته است. در این میان تغیرات در نوع دیپلماسی و یا سیاست خارجی را می‌توان جزء پر چالش ترین تحولات دانست که محوریت اقدام در […]

 

پایگاه تحلیلی خبری البرزبان / عبد الصالح شمس اللهی/ تاریخ سیاسی انقلاب پر است از فراز و نشیب‌هایی که با دست به دست شدن دولت‌ها رنگ و بو‌های متفاوتی گرفته است. در این میان تغیرات در نوع دیپلماسی و یا سیاست خارجی را می‌توان جزء پر چالش ترین تحولات دانست که محوریت اقدام در آن را میتوان به سه محور تقسیم نمود :

123456
دیپلماسی سیاسی :
یکی از انواع دیپلماسی، دیپلماسی سیاسی است؛ که مثل دیپلماسی‌ها مرسوم دنیا سیاست مداران در چهار چوب های رسمی  و در قالب پروتکل های بین الملی با یکدیگر دیدار نموده و در مورد مسائل مختلف از مسائل دو جانبه تا مسائل جهان با  یکدیگر گفت و گو می‌کنند.
این نوع دیپلماسی در اوائل انقلاب مورد غضب گروهی از انقلابیون قرار گرفت و آن‌ها شعار نه غربی و نه شرقی را به  قطع رابطه با تمام دولت‌ها تفسیر نمودند. آن‌ها با شعار ارتباط با ملت‌ها شروع به نفی دیپلماسی سیاسی کردند. امام  راحل(ره) که انزوای کشور را با این تفکر بدیهی می‌دانست در مخالفت با آن اعلام فرمودند که با رعایت اصول انقلاب اعم  از عزت مداری و رعایت مصالح و منافع دینی و ملی، با تمامی دولت‌ها به جز رژیم صهیونیستی و رژیم آپارتاید رابطه  برقرار خواهیم نمود.
البته در طول این سال‌ها  با رفت و آمد دولتها رابطه ها با کشور های مختلفی تقویت و تضعیف شده است. به عنوان مثال  در دوره جنگ روابط جمهوری اسلامی ایران منحصر به دو کشور لبی و سوریه می‌شد ولی در دوره سازندگی روابط به  سمت کشورهای عربی منطقه تغییر جهت داد. با روی کار آمدن اصلاح طلبان و با توجه به ریشه های فکری آن‌ها، علاقه دولت‌مردان به سمت کشورهای غربی رفت اما این سیر در دوران شکل گیری دولت مهرورزی و عدالت  به سمت امریکای جنوبی رفت، تا آن‌جا که به کشورهای امریکای جنوبی لقب حیات خلوت ایران را دادند. با اتمام دوره عدالت و مهرورزی  دوباره فلش روابط به سمت دولت‌های غربی و امریکا برگشت و این شرایط تا کنون ادامه دارد .
آن‌چه که از منش سیاسی امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری(حفظه الله) برداشت می‌شود این است که این نوع دیپلماسی را برای پیشبرد اهداف انقلاب لازم می‌دانند اما کافی نمی‌دانند.

دیپلماسی عمومی:
مرحله بعدی دیپلماسی عمومی بود در این نوع دیپلماسی ارتباط با دولت ها حفظ می‌شود ولی در مقام خطاب دولت‌ها نادیده گرفته شده و ملت‌ها مخاطاب قرار می‌گیرند؛ روابط بین ملت‌ها تقویت می‌شود و مناسبات نانوشته شکل خواهد گرفت.
این مرحله همان مرحله صدور انقلاب است. اینجا نقطه پیوند ملت‌ها با آرمان‌های بلند الهی انقلاب همچون عدالت خواهی و سلطه ستیزی است. این نوع دیپلماسی در دوره مهرورزی و عدالت رونق یافت و باعث شد تا ملت‌های آزاده در دنیا به انقلاب اسلامی رغبت پیدا نموده و از آن الگو گیری کنند. همین مناسبات نانوشته باعث تقویت ارتباطات با کشورهای امریکای لاتین و نیز باعث خیزش‌های عظیمی در منطقه و جهان شد که بعدها رهبر انقلاب از آن به بیداری اسلامی یاد کردند.
اما این دیپلماسی هنوز در مرحله نازله از دیپلماسی در تراز انقلاب اسلامی قرار دارد و باید نوعی فرا تر از این نوع دیپلماسی وجود داشته باشد که با روح آرمانی انقلاب بسازد و نیز توان انتقال مفاهیم بلند مطرح شده در انقلاب را داشته باشد .

دیپلماسی فطرت :
سومین مرحله از دیپلماسی در تاریخ سیاست خارجی انقلاب اسلامی دیپلماسی فطرت است. این همان دیپلماسی در تراز انقلاب اسلامیست؛ دیپلماسی که با فطرت و جان انسانها سر و کار دارد.
دیپلماسی فطرت به این معنا است که افراد را به تبعیت از فطرت خود دعوت کنیم یعنی آن‌ها را در مقابل فطرت سالم انسانی قرار دهیم تا آن‌ها بر اساس فطرت الهی انسان، مسیر حق را پیدا کنند در این نوع دیپلماسی به صورت مستقیم برای افراد استدلال نمی‌شود و حتی تلاش‌ها در راستای  القاء و یا تحمیل آرمان و یا هدفی قرار نمی‌گیرد. بلکه صرفا تلاش می‌کنیم تا فطرت‌های غبار گرفته و مدفون در زیر لایه هایی از منیت انسان، شهوت پرستی و هجوم رسانه ها را بیرون کشیده بیدار کنیم تا از رهگذر فطرت به حقیقت دست پیدا کنند.
این دیپلماسی در دو سطح رهبران و ملت‌ها مورد توجه رهبران الهی انقلاب قرار گرفت .
اولین بار، امام راحل(ره) با توجه به لزوم بیدار شدن فطرت رهبران جهان و با نظر به اصل الناس علی دین ملوکهم (مردم بر دین حاکمان خود هستند) با نگارش نامه ای به گورباچف رئیس جمهوری وقت شوروی سابق سعی در بیدار نمودن فطرت وی کرد .
امام راحل(ره) در آن نامه که آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) برای تعلیم آن به گورباچف به همراه تیم رساننده پیام رفته بودند؛ گورباچف را به ناتوانی تفکرات مادی برای اداره بشر رهنمون شده و نسبت به اضمحلال کمونیسم به وی هشدار داده بودند. آن رهبر انیشمند در بخش‌هایی از نامه خود چنین نگاشته اند:
جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد.
امام راحل(ره) پس از دعوت گورباچف به خوانش متون اصلی و ناب اسلامی از قرآن تا تصنیفات اندیشمندان ، فلاسفه و عرفای اسلام چون فارابی، بوعلی سینا، شیخ اشراق و به خصوص صدر المتالهین و محی الدین بن عربی؛ در بخشی دیگر از این درسنامه توحیدی چنین فرموده اند :
آقای گورباچف وقتی از گلدسته‌های مساجد بعضی از جمهوری‌های شما پس از هفتاد سال بانگ “الله اکبر” و شهادت به رسالت حضرت ختمی مرتبت – صلی الله و علیه و آله و سلم – به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت. لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد کنم که بار دیگر به دو جهان بینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهان بینی خویش را “حس” دانسته و چیزی را که محسوس نباشد از قلمرو علم بیرون می دانند و هستی را همتای ماده دانسته و چیزی را که ماده ندارد موجود نمی دانند. قهرا جهان غیب مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت را یکسره افسانه می دانند در حالیکه معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از “حس و عقل” می‌باشد و چیزی که معقول باشد داخل در قلمرو علم می‌باشد گرچه محسوس نباشد لذا هستی اعم از غیب و شهادت است و چیزی که ماده ندارد می‌تواند موجود باشد و همانطور که موجود مادی به “مجرد” استناد دارد، شناخت حسی نیز شناخت عقلی متکی است.
این مرحله اول از دیپلماسی فطرت بود اما چندی پیش و با انتشار نامه مقام معظم رهبری(حفظه الله) خطاب به جوانان اروپا و امریکای شمالی فاز دوم دیپلماسی فطرت با هدف بیدار شدن فطرت ملت‌ها علی الخصوص جوان‌های دنیای مادی کلید خورد در این نامه نیز رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) با دعوت از پیروی از فطرت و نیز رجوع به متون اصیل اسلامی برای شناخت دقیق از اسلام و نهی از پذیرش اسلام مطرح در رسانه های اسلام ستیز، سعی در زدودن غبار از فطرت حقیقت جوی جوانان دنیای مادی داشتند.
این اقدام بی سابقه اگر چه خلاف عرف بین الملل است اما همان گونه که رهبری(حفظه الله) فرموده اند ایشان دیپلمات نیستند بلکه یک انقلابیند و یک انقلابی در هر زمان و مکانی به وظیفه خود عمل خواهد کرد .
از آنجا که این نوع دیپلماسی نیاز به اقتدار روحی و معنوی دارد و مجری آن باید توان بروز  فطرت در عرصه های جهانی را داشته باشد اجرای آن در حد توان رهبران مادی و روئسای جمهور نیست ؛ اما حمایت از این دیپلماسی وظیفه همگان است .
امروز پازل دیپلماسی کشور تکمیل شده است و حالا زمان انتقال مفاهیم برای بیداری فطرت‌هاست که خود جهادی فی سبیل الله است و نیاز به مجاهدان جان برکفی دارد تا با ورود در دیپلماسی فطرت تبدیل به مجاهدان فطرت شوند .

آخرين اخبار