چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ ۱۶:۱۸
دستت بگیر بر سر من ، من عصای تو

دستت بگیر بر سر من ، من عصای تو از این طرف بیا همه عالم فدای تو   ضجه نزن مگر نشینیدی که گفته اند کارش همیشه ناله شده در قفای تو   گفتی نگو به خانه چه شد بین کوچه ها پنهان نمیشود چو بلرزد صدای تو   باید برون شهر پدر گریه سر […]

دستت بگیر بر سر من ، من عصای تو

از این طرف بیا همه عالم فدای تو

 

ضجه نزن مگر نشینیدی که گفته اند

کارش همیشه ناله شده در قفای تو

 

گفتی نگو به خانه چه شد بین کوچه ها

پنهان نمیشود چو بلرزد صدای تو

 

باید برون شهر پدر گریه سر دهی

یعنی مدینه جای ندارد برای تو

 

نفرینشان نما نه دعا در نماز شب

با قامت خمیده خود ای صفای تو

 

مرگ از خدا نخواه دعا کن شفا دهد

چون مستجاب میشود هر دم دعای تو

 

( اشک ) آتشی از این غزلش بر جهان فکند

تابگسلد اساس جهان در رثای تو

آخرين اخبار